تاملاتی پیرامون سفر جهادی

وقتی همه با من هم‌عقیده می‌شوند ، تازه احساس می‌كنم كه اشتباه كرده ام ...

جهادی تخصصی
ساعت ٢:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٢  

با سلام خدمت دوستان،

 

پس مدت‌ها بحث در مورد جهادی تخصصی و پیگیری‌های کم و زیاد، قرار هست امسال اگر خدا بخواهد مقداری کار تخصصی به مجموعه جهادی اضافه کنیم.

تعریف ما از جهادی تخصصی، انجام کارهایی در فضای جهادی است که در آن‌ها از سواد دانشگاهی استفاده می‌شود. (البته اگر دوستان تعریف بهتری دارند خوشحال می‌شویم بشنویم).

در مورد کلیات الآن نمی‌خواهم بحث کنم. این مورد بماند برای فرصتی دیگر. اما در مورد کارها امسال فعلاً سه مورد زیر هماهنگ شده‌اند:

١- حضور  پزشک برای ویزیت مردم منطقه

٢- راه‌اندازی و بهره‌برداری از چاه

٣- ایجاد آبیاری مکانیزه برای کشاورزی

 

برای مورد اول که نیاز به افرادی با تخصص پزشکی داریم. برای مورد ٢ هم افراد عمرانی و هم مکانیکی نیاز داریم. برای مورد سه هم کشاورزی.

افرادی که به هر نحو می‌توانند برای این امور کمک کنند ( خودشون انجام بدن یا افرادی را هماهنگ کنند برای انجام آن) لطفاً با بنده تماس بگیرند.

در ضمن اگر طرح یا پیشنهادی در این موارد داشتید بر ما منت بگذارید و بگویید.

راه‌های تماس با من :

١- ایمیل: m66p1@yahoo.com

2- همراه: 09123841019

3- همجا کامنت بذارید.

 

منتظر تماس شما هستم

محمود پورمند


کلمات کلیدی: جهادی تخصصی
 
NGO s
ساعت ٦:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٦  

سلام!

همونطوری که از عنوان مطلب بر میاد سخن از ثبت جهادیه.

فارغ از اینکه این مورد چرا تا بحال به تاخیر افتاده (هر چند که تا آخرین مراحل هم پیش رفته بوده).

یا اینکه چه لزومی برای آن وجود داره «با وجود ثبت آن در اوراق خاطرات و الواح قلبهامون» و یا سوالاتی از این دست که همگی به جای خود مهم و قابل تاملند(و البته اکثر دوستان هم بهتر از بنده واقف به موضوع)

اما برای اینکه در پایان این سال هم یک ورق دیگر بر سالهای  بی اسمی و رسمی (ظاهری)  اضافه نشه به اصل موضوع بپردازیم.

پس از مشورت با دوستان از بین انواع ممکن ثبت یک تشکل ومجموعه محتملترین حالت ممکن با توجه به:

*سادگی و کم هزینگی در ثبت    

*بار مالی و مسولیتی کمدر قبال سازمانها و نهادهای دولتی 

*گستردگی وتنوع  زمینه های فعالیت  

*ایجاد کمترین تغییر در ساختار فعلی و.....  

NGO به نظر میرسه(البته اساسنامه هم بر همین مبنا شکل گرفته ونظر دوستان در دوره های قبلی هم همین بوده)

اما به نظر خود حقیر 2 نکته بس واضح اما عمیق و ظریف این گونه از ثبت رو برای ما در اولویت قرار میده

  • وارد کردن کمترین فشار و تغییر بر سیستم فعلی به منظور ایجاد زمان کافی و بیشتر برای به بلوغ رسیدنش واز این مهمتر
  • محفوظ نگاه داشتن حق آینده گان (تا وارث سیستمی صلب و اجباری نباشن وبتونن با توجه به نیازها وتمایلات روزگارشون اون رو تغییر بدن) فکر میکنم برای تقریب به ذهن شما IQهای عزیز نیازی به مقایسه با اوضاع فعلی دوران ما نداشته باشه           باتوجه به اینکه بر همین بستر یا  در کنار آن امکان شکل گیری گروهها وتشکلها وجمعیتهای دیگر وجود داره    

حالا اگر این مقدمه رو راجع به NGO  بپذیرید در مورد بقیه اش هم میگم واز شما دوستان کمک می گیریم(اگر نپذیرید هم زیاد مهم نیستقهقههالبته اگر راجع به همین هم حرفی هست در خدمتیم.

با تشکر از مهندس مصطفی خان که اجازه دادن و میدن این حقیر در فضاشون بنگارم!

 

حقیر فقیرعابدینی 3632-808-0912


کلمات کلیدی: اطلاع رسانی ،کلمات کلیدی: تصمیم شورا ،کلمات کلیدی: فراخوان
 
جلسه شورا 17/10/88
ساعت ٢:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢۳  

حاضران:عابدینی،غلامی،قبلاحی،علیخانی،عباس زاده،علیخانی،تاجریان،داجمر

غایبین:حاجی کریمی،صدیقی   تاخیر:عادینی،غلامی،قباحی،علیخانی

آقایان غلامی و علیخانی برای پیگیری امور مربوط به مسافرت و جلسه با یکی از موسسات خیریه برای کمک مالی مسافرت،موفق نشدند در زمان تعیین شده برای جلسه حاضر شوند و جلسه با تاخیری 100 دقیقه ای ساعت 16:40آغاز شد.

در مورد بعضی از مفاد اساسنامه و اصلاحات لازم درباره ی آن ها صحبت شد که با توجه به کمبود وقت قرار بر این شد که اعضای شورا اساسنامه را مطالعه کنند و در مورد اصلاحات و مشکلات مطرح شده درباره ی اساسنامه پاسخ های خود را برای بحث و بررسی در جلسه ی آینده ارائه نمایند.

دستور کار جلسه بعد:

1-بحث در باره ی اصلاح اساسنامه

2-بحث در مورد آیین نامه ی داخلی مسافرت(با حضور آقای مهدوی معون داخلی)

3-پیگیری ثبت جهادی

پایان جلسه:17:30

منشی شورا

 


کلمات کلیدی: شورای 89 ،کلمات کلیدی: گزارش شورا ،کلمات کلیدی: مسافرت 89
 
گزارش جلسات
ساعت ٩:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢۱  

با سلام

گزارش جلسات روی وبلاگ قرار گرفت:

گزارش جلسه چهاردهم تیم جهادی

گزارش جلسه پانزدهم تیم جهادی



 
جلسه شورا 3/10/88
ساعت ۸:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٩  

حاضرین: قباحی غلامی صدیقی علیخانی عباس زاده تاجریان داجمر

غایب: عابدینی   تاخیر:قباحی عباس زاده داجمر  شروع جلسه ١۶:15

١-تغییر در آیین نامه ی داخلی شورا :

الف) تاخیر حداکثر تا 15 دقیقه بعد از زمان اعلام شده برای شروع جلسه مجاز است و شخصی که بیش از 15 دقیقه تاخیر داشته است در صورتی که تاخیر خود را قبل از شروع جلسه به منشی یا دبیر شورا اطلاع داده باشد تاخیر محسوب می شود و اگر اطلاع نداده باشد غیبت محسوب خواهد شد.

ب)شخصی که قصد غییبت در جلسه را دارد باید 24 ساعت قبل به منشی شورا اطلاع دهد.

ج)در صورتی که فردی 2 بار تاخیر یا یک بار غیبت داشته باشد باید در جلسه ی بعدی اعضای شورا را به صرف شیرینی و شام و... مهمان کند! و در صورت ادامه بی نظمی شخص خاطی شورا در مورد ایشان تصمیم گیری خواهد کرد.

د)این قوانین تا آخر فعالیت این شورا اجرا خواهد شد.

ه)منشی شورا موظف است تا صبح روز قبل از برگزاری جلسه شورا هماهنگی لازم را برای تشکیل جلسه انجام دهد.

2-گزارش پیش مسافرت: آقای غلامی از پیش مسافرتی که هفته ی قبل همراه با آقای اسدی به منطقه ی اندیکا انجام داده بود،گزارشی ارائه داد و تعدادی از عکس ها و فیلم های مربوط به منطقه را به اعضای شورا نشان داد.البته منطقه ی کرمان هم در حال بررسی است.

آقای اسدی گزارش کاملی از پیش مسافرت را در وبلاگ جهادی 89 قرار داده که دوستان برای آگاهی بیشتر می توانند به آن مراجعه کنند.

3-آقای علیخانی موظف شد تا پیشنهادات خود برای اصلاح اساسنامه را به اعضای شورا میل کند تا بعد از مطالعه و اضافه کردن پیشنهادات، در جلسه ی هفته بعد در مورد آن بحث و بررسی انجام شود. 

پایان جلسه:17:45

منشی شورا


کلمات کلیدی: شورای 89 ،کلمات کلیدی: گزارش شورا
 
پیش مسافرت، اندیکا.....
ساعت ٩:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٢٥  

با سلام

پیش مسافرت انجام شد. گزارش مبسوط آن را می توانید در اینجا بخوانید. دوستان در حال پیگیری برای برآورد هزینه و سایر شرایط هستند.

برای همین زمستان برای مردم منطقه می خواهیم لباس گرم و لوازم التحریر تهیه کنیم. در حال حاضر آقای مسیح تهرانی لوازم التحریر را پی گیری می کنند. برای لباس گرم هنوز کسی که بتواند کمک کند پیدا نکرده ایم. بنده نیز در پی منابع مالی برای این کار هستم لذا دوستانی که در صنف لباس فروشان آشنایی دارند (یا راهنمایی می توانند بکنند) و یا می توانند کمک مالی در این زمینه بکنند درصورت توان با من تماس بگیرند.

علی غلامی
09124089949

با تشکر


کلمات کلیدی: javascript:void(0)
 
نعمتی به نام مصطفی...
ساعت ۳:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱٤  

ناز تنفس جناب مهندس گازری!
مهندس جون!
این قذه فشار نیار.
ما -کارگر جماعت- مخمون خیلی نمی کشه!

مث شما خونده نیستیم که.
مخ چی؟ نمی کشه!

عقل و شعور و سواتمونم چی؟ چنگی به دل نمی زنه!

حیف اون صدای نازک و لطیفت نیس؟

حالا آق ظفری یه فرمایشی فرمودن که شما اخم به ِت نمی آد.
اون جورام نیس!

اتفاقا خیلی هم به ِت می آد.

اصلا -غلط نکنم- او اخمِ سه گره بالای چشمت، توی میمیک صورتته.
یعنی از همون بچگی رو صورتت جا خوش کرده و پایین بیا نیس!
خیلی هم به ِت می آد.

شمام گوش ِت بدهکار حرف این و اون نباشه.

بزن فک و مک ملت رو بیار پایین که خیلی حال میده.
من خودم بوکسور بودم.
یعنی غروبا بعد از کارگری زیر دست شما، می رفتیم پاتوق با رفقا،
فک و مک همدیگه رو می آوردیم پایین.

تو همین وبلاگ خراب شده هم نیگا کنی، رد و اثرش هست!
جون داداش آخر حال بود!

خصوصندش این علی غلامی و آق ملک که ماشالا ماشالا،
به ریختشونم می خوره کیسه بوکس باشن.
خلاف ادبه!
نباس می گفتم کیسه.

ولی خدایی مشت خورشون ملسه.
اصلا یعنی کار کردن روی فک آق ملک یه چیز دیگس!

یا علی غلامی رو دست کم نگیر!

اصلا تو نمی دونی چه حالی می ده یک مشت بکاری اون وسط سینه هاش...
آخ .... جون....

دِ بزن زنگو!

ماچ

*

تا کار بیخ پیدا نکرده
و پای برادرای منکرات به این وبلاگ وا نشده،
شر رو کم کنیم.

باقی بقای حضرت دوست،
به نام دوستی.


 
تناقضش کجاست؟
ساعت ٤:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱٠  

بعد از انتخاب مسئول مسافرت چون کار وارد فاز اجرایی شد و پیگیری امور جهادی نیازی به جلسات هفتگی نداشت گفتیم که دو هفته یکبار جلسه برگزار کنیم.

اس ام اسی که آقا مجید میزنه برا اینه که ببینیم همه میتونن بیان یا نه .کاری دارن که نمیتونن جلسه رو بیان یا به حدنصاب میرسیم.شما اسم اینو میزاری نظر سنجی؟یعنی ما حال تشکیل جلسه نداریم؟ این مدل تشکیل جلسه چطوری به جهادی آسیب میزنه؟

کار منطقی اینه که همه به صورت پیش فرض بیان مدرسه بعد ناگهان ببینیم به حد نصاب نرسیدیم چون برای چند نفر مشکل یا کار پیش اومده؟

بهترین وقت برای تشکیل جلسه با توجه به وقت های خالی اعضا 5شنبه بعد از ظهر بود یعنی اگه کسی یه روز براش کار پیش اومد یعنی به زور تو شورا مونده باید بره بیرون؟

من فکر کنم یک کم بی انصافیه...


کلمات کلیدی: مواضع شخصی ،کلمات کلیدی: جلسات ،کلمات کلیدی: شورای 89
 
گزارش شورا5/9/88
ساعت ۳:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱٠  

حاضرین:آقایان عابدینی،قباحی،غلامی،عباس زاده،علیخانی،تاجریان

غایبین:صدیقی،داجمر   تاخیر:قباحی    مهمان:اسدی   شروع جلسه:15:25

1-گزارش تیم مسافرت:گزارش جلسات 8 و 9 در وبلاگ قرار گرفته

الف)داخلی:دفترچه ای توسط معاون داخلی آماده شده که اساسنامه ی فرآیندهای معاونت داخلی است.این اساسنامه شامل صحبت های صورت گرفته در تیم مسافرت در مورد معاونت داخلی ،نظرات شخصی معاون داخلی،صحبت با معاون داخلی سال قبل و صحبت های پراکنده ی دیگران است. البته این دفترچه هنوز در تیم مسافرت بررسی نشده و در جلسات آینده به طور کامل آماده خواهد شد.

ب)فرهنگی:آقای رحیم زاده برنامه ی گروه فرهنگی سال قبل را به آقای اصغری(معاون فرهنگی) تحویل داده و در حال بررسی و مطالعه است.آقای اصغری با آقایان بهرامیان و مسیح تهرانی هم صحبت هایی داشته که بعد از جمع بندی این مباحث،اولویت های مربوط به کار فرهنگی مشخص خواهد شد بعد از تکمیل آن ها در جلسه ای که با بچه های فارغ التحصیل خواهیم داشت مورد بررسی نهایی قرار میگیرد.

ج)پیش مسافرت:قرار بود که هفته ی قبل انجام شود اما جهت انجام هماهنگی های لازم و آشنایی بیشتر با منطقه و تماس با مسئولین تا هفته جاری به تعویق افتاد.با استاندار سابق خوزستان صحبت هایی انجام گرفته، با مسئول یکی از گروه هایی که در این منطقه مسافرت برگزار کرده اند و مسئول بسیبج دانشجویی دانشگاه اهواز جهت آشنایی بیشتر با شرایط منطقه صحبت شده و در مورد تامین مقداری از مصالح مورد نیاز توسط صنعت و معدن خوزستان هم صحبت شده است.آقای غلامی با معاون فرماندار خوزستان هم هماهنگی های لازم را انجام داده است.

قرار است که آقایان غلامی و اسدی روز شنبه(7/9/88) به اهواز بروند و بعد از بازدید از منطقه و صحبت با مسئولین روز دوشنبه به تهران بازگردند.

د)مالی:جهت دریافت کمک های مالی گزارش های تخصصی آماده شده است.بروشور های تبلیغاتی آماده شده و اگر بتوانند تیم اجرایی فراهم کنند در 21 نمایشگاه خیریه شرکت خواهند کرد.طبق برنامه باید تا 15 آذر از هر دوره 5/1 میلیون تومان جمع آوری کنند که کمی با مشکل روبرو هستند.به خاطر مشکلات مدیریتی نمیتوان از سازمان ملی جوانان کمک مالی دریافت کرد.

ه)جهادی تخصصی:فعالیت های مطالعاتی در حال انجام است و بعد از مشخص شدن مکان مسافرت و آگاهی به نیازمندی های منطقه کار اصلی شروع خواهد شد.

2-با آقای کوشکی در مورد شرکت در جلسات صحبت شده که ایشان اعلام آمادگی کرده اند.

3-دوشنبه 9 آذر ماه در دبیرستان مفید 1 جلسه ی فارغ التحصیلان برگزار خواهد شد که در کنار آن نمایشگاهی هم برگزار میشود و مفید2 غرفه ای برای مسافرت جهادی دارد که پیگیری کار این غرفه به آقای غلامی واگذار شد.

4-ثبت جهادی:پیرو بحث های صورت گرفته در حلسات قبل در مورد انواع روش های ثبت جهادی در این جلسه آقای عابدینی اطلاعاتی را در مورد NGO بیان کردند و اساسنامه و شرایط لازم برای آن را عنوان کردند که در مورد آن بحث شد و قرار شد که در جلسات بعد در مورد شرایط و ملزومات روش های دیگر ثبت مثل شرکت و تعاونی و... اطلاعاتی جمع آوری و ارائه شود.

پایان جلسه:16:45

با تشکر منشی شورا


کلمات کلیدی: شورای 89 ،کلمات کلیدی: گزارش شورا ،کلمات کلیدی: اطلاع رسانی
 
بالاخره چی شد؟
ساعت ۱:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱٠  

سلام

علی آقا بالاخره این لیست 20 نفر ساعت را خیلی ساده و راحت و شفاف نگذاشتی اینجا، من هنوز منتظرم!

***

من هنوز در یک تناقض منطقی ماندم. اگر شوار تصویب می‌کند که هر 2 هفته یکبار جلسه داشته باشد، پس چرا در sms جلسه نظر سنجی می‌کنید که آقایان می‌آیند یا نه؟ اگر هم بنا نیست که شورا هر دو هفته به صورت مرتب جلسه داشته باشد و بنا است فقط هر وقت لازم بود جلسه داشته باشیم، پس چرا تصویب کردید هر 2 هفته جلسه داشته باشیم. وقتی مصوب کردید که در هر دوره معلوم زمانی جلسه داشته باشیم، دیگر من نمی‌آیم و آیا شما میایید یا نه، ندارد. سر ساعت جلسه همه آقایان باید بیایند اینجا و دور هم جمع شوند. اگر هم دستور جلسه ندارید، باید بنویسید که اصلاً جلسه نیست، نه اینکه نظر خواهی کنید. دوستان من، اگر نمی‌توانید هر دو هفته یکبار 2 ساعت برای جلسه شورای جهادی وقت بگذارید که با حاشیه‌اش 4 تا 5 ساعت می‌شود و واقعاً کارهای مهمتری دارید، چرا عضو شورا شدید؟ شما اگر علاقه خاص و وحشتناکی هم به جهادی و شورا دارید که این مدل حضورتان به همه چیز آسیب می‌زند، خوب کار و عضویت دایم شوار را بسپارید به کسی که می‌تواند در هر بازه زمانی‌ای برای شورا وقت بگذارد. شما هم مثل من و خیلی دیگر از دوستان هر وقت توانستید در جلسات شورا شرکت کنید. اما فکر می‌کنم این درست نیست در حالیکه نمی‌توانید کارهای شورا انجام دهید، به زور در شورا می‌مانید. اگر 5 شنبه نمی‌توانید بیایید خوب روز جلسه را عوض کنید، وحی منزل که نیست. اگر هم کلاً نمی‌توانید بیایید خوب جایتان را عوض کنید، ایرادی ندارد که، مگر محسن این کار را  نکرد. اتفاقی افتاد؟ نه.

***

هادی جان، من برایم مهم نیست که شما چیزی در مورد من بگویی یا نه، چون می‌دانم این کار را نمی‌کنی. اما مسئله مهمتر پرده‌دری است که نباید باب شود. معنی ندارد کسی به خودش اجازه دهد رأساً یا از طرف کس دیگری شورا یا مسئول مسافرت را مورد خطاب قرار دهد، آن هم بدون دلیل و مدرک و یک طرفه. این طوری که سنگ روی سنگ بند نمی‌شود. شما در مورد مسئول مسافرت و شورا اظهار نظر بدی نکردی، اما وقتی حتی چنین حرف‌هایی از قول شما زده می‌شود باید واکنش نشان دهی. هم گفتن مهم است عزیزم هم نگفتن. وقتی هیچ عکس‌العملی از جانب شما دیده نمی‌شود، یعنی یا با این حرف‌ها موافقی یا واقعاً خودت اینها را گفتی. (که احتمال قطع به یقین نگفتی) مسئول مسافرت هر چند برای خدا کار می‌کند، اما قوت قلب که می‌خواهد. چطور است که هیچ‌کس وقتی چنین حرف‌هایی زده می‌شود حرفی نمی‌زند. یعنی اگر خودمان هم مسئول مسافرت بودیم یا عضو شورا، می‌نشستیم بقیه در موردمان اینگونه اظهار نظر کنند؟ همین جریان وبلاگ. چرا هیچ کدام از این 20 نفر ساعت خودشان دوخط نمی‌نویسند که ما نظرمان این بود. این که خیلی قشنگتر از آرزوی شفا برای من است. راحت‌تر و دوستانه‌تر هم هست. مخصوصاً اینجا می‌نویسم هادی جان که هم شما بخوانی هم بقیه. من هرکاری کردم که شما بگویی من نگفتم، هیچ حرکتی نکردی و فقط وقتی کار اینطوری بالا گرفت، بالاخره یک کامنت گذاشتی که چرا من از خودت نپرسیدم که گفتی یا نه و این رسم رفاقت نیست. من یا اعضای شورای قبلی نباید انتظار داشته باشیم که از این خیل دوستان حداقل یک نفر یک کلمه حرف بزند که خطاب مسئول مسافرت گذشته و شورا، آن هم اینطوری، درست نیست؟ شما چرا نگفتی هر کس در مورد مصطفی اینطوری حرف زده حرف الکی زده.

علی آقای غلامی. من هر راهی بلد بودم رفتم تا دوستان حداقل یک حمایت جزئی نمودداری از شما بکنند که حداقل من دلم خوش باشد که مسئول مسافرت در بین بچه‌ها حامی زیاد دارد. ولی نشد، دوستان به جای اینکه دستمان را نگاه کنند که اسلحه نیست، تا تکان خوردیم با گلوله سرمان را زدند، ما مرده و شما زنده، جهادی با این مدل اجرا به جایی نمی‌رسد، بزرگ نمی‌شود و نمونه و آرزوکردنی نمی‌شود. حمایت می‌خواهد، پشتیبانی از مسئول سفر و شورا می‌خواهد. اینطوری که در جلسات ابتدایی و انتهایی مسافرت و در طول آن داغ باشیم و دو هفته بعد از آن یادمان برود جهادی، بارمان به منزل نمی‌رسد. این می‌شود که هرکس مسئول مسافرت شد دیگر سمت مسافرت و جهادی پیدایش هم نمی‌شود. خلاصه، تلاشمان را کردیم، نشد. همین را بلد بودیم. حتی خودمان را ضایع کردیم اما کسی نگاه نکرد پشت داد و غالمان چیست.

***

شعار این وبلاگ این است "وقتی همه با من هم نظر می‌شوند، تازه فکر می‌کنم اشتباه کرده‌ام" وقتی هیچ‌کسی اینجا هیچ‌چزی نمی‌نویسد و فکر متفاوتی نمی‌آید، لابد همه با هم داریم اشتباه می‌کنیم. اگر هم کسی آمد حرفی متفاوت زد باید برایش آرزوی شفا کنیم! از شلوغ و پر شدن وبلاگ نترسید، شما بنویسید و بگذارید بقیه برای خواند مطالب سر و دست بشکنند، نه اینکه خود سانسوری کنیم و فرصت‌های طلای پیشرفت را از دست بدهین به خاطر اینکه می‌ترسیم صفحه وبلاگمان پر شود. خوب بشود. مگر جا کم می‌آید یا اگر مطالب از حدی بشتر شد چیزی پاک می‌شود. بگذارید ما برای اطلاع از نظرات شما سر و دست بشکنیم و زود زود به وبلاگ بیاییم، نه اینکه هر وقت آمدیم اینجا همه چیز ثابت باشد.

***

آرزوی همه سلامتی بقیه!


کلمات کلیدی: مسئول مسافرت ،کلمات کلیدی: شورای 89
 
 
ساعت ۱٠:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۳  

با سلام

گزارشات جدید در وبلاگ بروز شدند. ملاحظه بفرمایید...

گزارش جلسه پنجم تیم جهادی

گزارش جلسه هشتم تیم جهادی

گزارش جلسه نهم تیم جهادی

در ضمن جلسه 6و 7 شامل جدول زمانبندی است که معاونت های عمرانی و داخلی و مالی و اجرایی در آن تصویب شده که به محض تصویب زمانبندی فرهنگی و  روابط عمومی در وبلاگ قرار خواهد گرفت.



 
در راستای نیل به خواست‌های مشروع دوستان!
ساعت ۱٢:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢٩  

سلام،

علی جان من هنوز منتظر لیست 20 نفر ساعت مشاوره و تضارب ارای جناب عالی هستم.

***

آقای دکتر مسیح شنیدم که پاسخی کاملاً منطقی، محیرالعقول و لطیف به نظر من دادید، چون از شما بعید می‌دانستم چنین کنید، شخصاً چک کردم، اما متأسفانه به دلیل سطح پایین تحصیلات، نقصان تجربه، صغر سن، کمبود امکانات و ... متوجه مفهوم جمله "از خدا طلب شفای عاجل شما رو خواستاریم" نشدم. یعنی شما خواستارِ طلبِ شفایِ عاجل بنده هستید (یعنی همه دور هم جمع شوند برنامه بگیرند چنین دعایی کنند) یا طالبِ شفایِ عاجلِ خواستار یا مثلاً طالبِ شفایِ خواستارِ عاجل یا هر ترکیب دیگری از این قبیل؛ امیدوارم خدا منظور شما را متوجه شود.

به هر حال در راستای احترام به خواست شما، پنج‌شنبه سر راه منزل به اداره شفای عرش کبریایی سری زدم، گفتند چون بعد از آخرین شفای اجباری شما و دوستانتان و به دلیل وضع اسف‌بار و ناراحت‌کننده جنابعالی و همراهان، مجبور شده‌اند تمام ذخیره داروی شفا را به خوردتان بدهند تا شاید تأثیر داشته باشد، فعلاً هیچ‌گونه داروی شفایی موجود نیست. لذا متأسفانه شما و دوستان باید مدتی منتظر بمانید تا یا داروهای شما کارگر افتد و پس از شفا یافتن متوجه عرایض بنده شوید، یا داروی شفا آماده شود و بنده جهت شفا یافتن تحت درمان قرار بگیرم. لهذا "فعلاً همینیه که هست!"

در ضمن دوستان در صورت تمایل می‌توانند شرح کامل مراجعه اینجانب به اداره شفای عرش الهی در وبلاگ خودم مطالعه کنند. Mogazori.blogfa.com

***

سلامتی همه آرزوی بقیه!


 
هر مشکلی یک راه حل خیلی ساده دارد
ساعت ۱:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢۸  

سلام،

هر مشکلی یک راه حل خیلی ساده داره. ناراحت نشید. ایرادی هم نداره، من تهمت زدم، خوب شما لیست این 20 نفر ساعت رو بگذارید اینجا، ما با اون آدمها صحبت کنیم ببینیم این مشاوران شما چه کسانی هستند. ایرادی نداره آقاجون. ترس هم نداره. موردی هم نداره، شفاف سازیست دیگه.

***

بعدشم عزیز دلم من و شما خوب می‌دونیم که اصطلاح "تصمیم‌سازی" یک پوشش زیبا برای تحمیل نظرات است. لذا اگر وزیر آقای غلامی باتجربه‌تر! از آقای غلامی است و نظرات ایشان در بیشتر موارد غالب بر نظرات دیگران است و حکم رئیس بر اساس نظر ایشان است، دیگر نمی‌شود پیشنهاد و ... می‌شود تصمیم گرفتن کسی به جای کس دیگر.

***

الان می‌گن (دوستان کنار دست من) اصلاً جای وب لاگ مهم نیست، اگر نیست چرا آقایون نیامدند وبلاگ را همین جا تشکیل دهند؟ پس جای آن مهم است. حالا که جای آن مهم است در این مورد بحث می‌کنیم.

***

سلامتی همه آرزوی بقیه!


کلمات کلیدی: مسئول مسافرت
 
من ، دبیر ، من ، معاون ، من ... انسان
ساعت ۸:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢٧  

آزرده شدم ، آزرده ! جز این نمی توانم بگویم .

در این روزان که انتظار می کشیدم که این ناکجا آباد از رونق افتاده دوباره جان بگیرد ، این چنین شد ...

من ، دبیر :

پیشنهاد دادم که هر دو هفته نشستی داشته باشیم چون کارهای ما وارد فاز اجرایی شده است و نیاز مند گزارش گرفتن هستیم و این زمان را برای پیش برد کار ها که سبک هم نیستند دادم . از روی دیگر ، در انجمن ، دو عضو ما خود را برای کارشناسی ارشد حاضر می کنند ، دیگری پروژه ی پایانی دارد ، دیگر مشغله ی کار و درست ندیدم که برای گزارش گرفتن که ساعتی بیش نمی گیرد ، اینان از کار خود جا بمانند .

از چهار مسیری که پس از انتخاب رئیس مسافرت ، انجمن تعریف کرد دو تا ی آن فقط پیش می رود : ثبت و اساس نامه

آن دوی دیگر هم به خاطر آن چه گفتم تا بهمن ماه که آقایان آسودگی می یابند ، دست نگاه داشته شدند .

طبق اساس نامه انجمن باید هر ما یک جلسه داشته باشد ، حال ما دوییم ! آیا بیهوده برپا کردن نشست ها درست است ؟ .

در زمینه ی بر پایی نشست ها می پذیرم که در دو جلسه ی پیشین هماهنگی نداشتیم ، چه آگاهی رسانی را آقای عابدینی قبول کردند و در این زمینه نا هماهنگی بین ما پیش آمد که از آقایان عذرخواهی می کنم و همین جا پیمان می بندم که تکرار نشود .

من ، معاون :

نسبت هادی ملک با علی غلامی چون رئیس(The Boss ) و وزیری است که وزیر از رئیس با تجربه تر است وگاهی در نقش مشاور می آید اما او وزیر است و این دیگری رئیس . آن چه پیش می آید نخواست وزیر که حکم رئیس است .

آیا شما آنجا بودی و دیدی که عنان رئیس به دست وزیر است ؟ مهدی خزعلی در وبلاگش از نادانی که نامش دانشمند است اما نادان ( هنگامی که عمر را زنا زاده خواند ) ، پرسید :" آیا آن شب شما آنجا بودی و دیدی ..."

حکایت ما و شماست ! آیا آن چیزی را می گویی که بدان آگاهی نداری ؟ از کجا می دانی که اگر به شورا می آمد رای نمی آورد ؟ آخر این چه بازی است ؟

مصطفی عزیز ، نمی دانم چرا ما تا تورا هفته ای نمی بینیم این چنین می کنی ؟ باری ما به خوش گویی های شما عادت داریم اما ، تهمت را چگونه پاسخ می گویی ؟

من ، انسان :

شاید آن چه در پیش می آید ، گاه از جانب شما و گاه از دیگری ، به خاطر آن چه پیش آمد باشد ! هم هادی ملک را می شناسم هم تو را و نیک نمی دانم چرا باید بدین جا برسیم ؟  آیا از خدای نمی ترسیم ؟

پس کو ؟ آن انسانیت و آن تقوا کو ؟ دروغ بود ؟ یا فسانه ؟ هر چه بود گویی امروز وارون است  . چونان چتری که قرار بود نگاه دارد آستینت را از خیسی اما چنانش گرفتی که وارث آبش شدی !

من ، خدا را می خوانم ، که مارا ، صبر ، خرد و اندیشه دهد و جرات ، که آن چه را باید بگوییم ، بر حق گوییم

با درود

88/8/27


 
من ، معاون مالیاتی ...
ساعت ۸:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢٧  

به عنوان معاون تا به حال سخنی در اینجا نگفتم ، اما لازم دیدم ( پس از صحبت هایی که در گروه شد ) برای معرفی شیوه ی مالی در سال جاری و چیدمان و مدیریت آن سخنی بگویم .

در اواخر بهمن ماه سال پیش که حضورم در کنار مسئول وقت ، آقای ظفری پر رنگ بود ، هنگامی که به دنبال پیاده سازی مالی ( البته در اندازه ی خودم که آماده سازی گزارش ، بروشور و آگاهی رسانی بود ) رفتم ، دیدم که هنگامه ی ما بیش تر صرف گرفتن مبالغ بالا می شود که در این میان هرچه رقم بالا تر می رود ، بدست آوردن آن هم دشوار تر می شود .

بدین اندیشیدم که به جای مبالغ بالا که سخت بدست می آید ، می توان با گرد آوری مبالغ خرد تر در جامعه ی وسیع تر ، به نتیچه ی مطلوب تری رسیم که زاییده ی آن طرح پویش بود .

پویش را به دو بخش کلی تقسیم کردم :

- خانواده ی مفید

- افراد و نهاد های خارج از مفید

برای رسیدن به هدفم ، در هر دوره مسئول مالیی تعریف کردم که وظایف آن ها :

- بر پا کردن سامانی که در او بتوان از افراد دوره ها به صورت پایدار مبالغی ( گرچه خرد ) را جمع آوری کرد

- یافتن خیریرن دوره ها ، کسانی که می توانند  مبالغ بالا تری کمک کنند

- یافتن خیرین خارج از نهاد مفید از آشنایان ، دوستان و خانواده ی افراد مفیدی

دیگر گام من پیگیری افراد و نهاد های خارج از مفید بود که هسته ی اصلی آن یافتن بازارچه های خیریه ی پویا و شرکت در آن ها به منظور آشنا کردن مردمان با پیشینه ی کارهای ما و اهداف ما و کسب بخشی از نیاز مالی با برپایی کمپین در این بازارچه ها است .

امروز ( با یاری آقای آتش هوش ) نزدیک ٢٠ خیریه شناسایی شده که با آن ها در حال مذاکره هستیم .

در این میان من به تدوین گزارش سفر ( که هنوز به خاطر برخی مشکلات نسخه ی نهایی آن آماده نشده اما نسخه ی کلی آن آماده ی چاپ است ) طراحی بروشور و دفترچه ی قبض ( که البته زحمات طراحی ها بر دوش آقای رضایی دوره ی ١٠ است که به ما بسیار لطف نمودند ) پرداختم که بزودی کار تکثیر آن ها پایان می یابد .

بر خود دیدم تا با اعلان عمومی کار مالی ، عزیزانی را که به هر روی می توانند ما را در زمینه ی مالی کمک کنند در جریان کار ها قرار دهم تا هرکس در حد وسع و علاقه مندی اش ما را یاری کند .

در این بین شایسته ی یاد آوری است که برای برپایی کمپین نیازمند افراد با تجربه و با مهارت هستیم تا این اولین را به خوشی به پایان بریم .

رابطان مالی دوره ها :

-١۴ : رمزگویان

-١٣- فصیحی

-١٢ : حاج میر صادقی

-١١ : نجم الدین

-١٠ : عطارزاده

- دوره های پایین تر : آقای عابدینی

به راستی که انتظار شنیدن پیشنهاد ها و راه کار های شما که می اندیشید می توانید در این راه مرا و تیم را یاری کنید دارم .

با درورد

٨٨/٨/٢٧


 
فرماندهی کل قوا، گازری، ...
ساعت ٩:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢٥  

فرماندهی کل قوا، گازری، ...

فرماندهی کل قوا، گازری، ...

فرماندهی کل قوا، گازری، ...

سلام،

علی آقا مجبوری ما رو تحمل کنی، شرمنده زیاد وقت ندارم نوشته‌ام رو خوشگل کنم.

یک زحمتی بکش بنویس با کدوم اهل فن مباحثه کردی این 20 نفر ساعت رو که ما هم بتونیم باهاشون صحبت کنیم ببینیم نظرشون چی بوده. این شفافیتی که محسن می‌گه و ما آخرش نفهمیدیم خوبه یا بد، الان جاشه. لطف کن بنویس که با کیا صحبت کردی و کدوماشون نظرشون وبلاگ جدا بوده. البته شخصاً هادی ملک رو از اهل فن نمی‌دونم. و بازهم شخصاً فکر می‌کنم این از مواردی است که به من اجازه می‌ده فکر کنم جناب عالی تحت نظر هادی عمل می‌کنی و این منصب روابط عمومی برای هادی فقط یک پوششه. کاش حداقل به عنوان جانشین فرمانده کل قوا منصوبش می‌کردی که بعداً پشت سر تو هم نگه از حق خودش گذشته. دوستان اگر دوست دارن ما رو هم اهل فن ندونن، شخصاً برام مهم نیست، برعکس برخی دوستان و عزیزان!!! من حدس می‌زنم دوستمون می‌دونست بازم رأی نمیاره، پشت شما قایم شده، خدا آخر عاقبت همه رو به خیر کنه، اول منو بعدم شما رو...

***

جلسات شورا هم که رسماً دو هفته یکبار شده (غیر رسمی به صورت "هر وقت همه تونستن جمع بشن، برنامشون راه داد")# و دوستان نشان دادند که نهایتاً علی‌رغم تمام داد و بیدادها و فحش‌ها و فریادهایی که بر سر ما زدند، هنوز در خم اساس‌نامه مانده‌اند، و حتی حاضر نیستند که هفته‌آی یکبار در مورد آن صحبت کنند. بار اساس‌نامه هل داده شد روی دوش علیخانی و همه رفتند پی کارشان. آقایان و شاید خانم‌ها مشکل این مجموعه اساس‌نامه و مسئول مسافرت مدرسه‌ای نیست، من و شما هستیم که فقط حرف می‌زنیم، بعد پای کار که شد خیلی راحت تمام وقت‌هایمان پر می‌شود و یادمان می‌رود چه داد و بیدادی کردیم و چه بلایی بر سر بقیه آوردیم.

این روش را اینجا امتحان کردید، ما رفیقتان بودیم، گذشتند دوستانمان، با دیگران این کار را نکنید، شاید نگذشتند، دوستانه گفتم.

***

# این رو نوشتم چون مجید خان عابدینی به من لطف داره پیامک جلسات شورا رو برای من هم می‌فرسته، در متن پیامک می‌نویسه فلان وقت مخواهیم جلسه داشته باشیم، میاید یا نه، و خوب اگر بیشتر از نصف جواب بدن "نه" طبعاً جلسه‌ای نداریم، پس می‌شه هر وقت شد! تو وبلاگ هم که دیگه تاریخ جلسه بعدی درج نمی‌شه! مهنی بدش اینه که نظارت همگانی بر شورا، حداقل در مورد ساده برگزاری جلسات شورا، کشک

***

سلامتی همه آرزوی بقیه!


کلمات کلیدی: مسئول مسافرت ،کلمات کلیدی: شورای 89 ،کلمات کلیدی: اساسنامه
 
گزارش شورا 21/8/88
ساعت ۱٢:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢۳  

حاضرین : عابدینی،صدیقی،غلامی،علیخانی،تاجریان،داجمر

غایبین:حاجی کریمی،قباحی،عباس زاده     مهمان:اسدی     شروع جلسه:١۵:١٠

١-گزارش تیم مسافرت:

معاونت مالی:بازارچه های خیریه شناسایی شده و بروشورها تهیه شده.چارت زمان بندی معاونت مالی تهیه شده و طبق آن تا تاریخ ١۵/٩ باید یک پنجم کل مبلغ پیش بینی شده یعنی ۵ میلیون تومان از ٢۵ میلیون تومان تهیه شود.

چارت اجرایی و زمان بندی معاونت های مالی،عمرانی و اجرایی آماده شده و بقیه ی معاونت ها هم در حال آماده سازی است و قرار شد که چارت هایی که آماده شده اند در وبلاگ منتشر بشوند.

عمرانی:قرار بود که هفته ی قبل پیش مسافرتی به منطقه ی شمال خوزستان(اندیکا) داشته باشند که ترجیح دادند برای هماهنگی های بیشتر و تماس با مسئولین منطقه این سفر را به تعویق بیاندازند و تا آخر این هفته یا اوایل هفته ی بعدی پیش مسافرت را انجام بدهند.

طبق چارت زمان بندی معاونت عمرانی، پیش مسافرت اول تا آخر آبان و پیش مسافرت دوم تا ١۵/١٠ باید انجام بشود و بعد از این تاریخ محل مسافرت مشخص خواهد شد و اگر منطقه شمال خوزستان مناسب نباشد با توجه به اینکه در مورد منطقه ی کرمان هماهنگی های لازم صورت گرفته و کار عمرانی این منطقه(خانه های پیش ساخته) موجود است و با مسئولین منطقه(سازمان نوسازی مدارس،کمیته امداد،استاندار کرمان) صحبت هایی صورت گرفته مشکلی در مورد مکان مسافرت وجود نخواهد داشت.

معاونت فرهنگی:شناسایی کارهایی که سال های قبل انجام شده

٢-قرار بود که آقای عابدینی با آقای کوشکی برای جایگزینی به جای آقای حاجی کریمی صحبت کنند که متاسفانه فراموش کردند!

٣-ثبت جهادی:آقای عابدینی موظف شده بودند که در مورد روش های مختلف ثبت تحقیق کنند که گزارشی ارائه دادند:NGO ،موسسه خیریه،تعاونی،شرکت روش های مختلف ثبت است.هر کدام از اینها بحث مالی،هیئت موسس،نفرات،حق امضا و مسائل خاص خودشان را دارند که هرچه از NGO به سمت شرکت حرکت کنیم بار مالی و نفرات و پیچیدگی های کار بیشتر خواهد شد و نیروی انسانی بیشتری مورد نیاز است.با توجه به صحبت هایی که با چند نفر از دوستان داشته اند بهتر است که روشی را انتخاب کنیم که در دل همین شورا و با کمترین تغییرات در اساسنامه و تعداد نفرات اتفاق بیفتد که از این لحاظ NGO بهترین روش است و میتوانیم در وزارت کشور یا وزارت  ارشاد یا سازمان ملی جوانان NGO ثبت کنیم و مجوز و شماره ی ثبت بگیریم.

البته قرار شد که آقای عابدینی در مورد ثبت شرکت و موسسه خیریه و... هم تحقیق کند و مزایا و معایب و ملزومات و قوانین هر کدام را پیدا کند و برای جلسه ی بعد ارائه دهند تا بتوانیم بهتر تصمیم بگیریم. 

4- اصلاح اساسنامه:آقای علیخانی مشغول پیدا کردن مشکلات موجود در اساسنامه و راه های اصلاح آنها هستند تا پیشنهاد آن در شورا مطرح گردد.

5-قرار بود که آقای عباس زاده درباره ی سیستم SMS جهت اطلاع رسانی امور مربوط به جهادی پیگیری کنند که غایب بودند.

پایان جلسه:16:20

باتشکر

منشی شورا

 

 


کلمات کلیدی: شورای 89 ،کلمات کلیدی: گزارش شورا ،کلمات کلیدی: تیم اجرایی جهادی 89 ،کلمات کلیدی: اطلاع رسانی
 
گزارش تیم عمرانی
ساعت ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱٥  

با سلام مجدد

 

آقای حامد اسدی (١٠) معاون عمرانی لطف کردند در ویلاگ مطلبی در مورد نحوه رسیدن به دو انتخاب اول نوشته اند در صورت تمایل مشاهده کنید.

http://jahadi89.blogfa.com/post-5.aspx

 والسلام.


کلمات کلیدی: معاونت عمرانی ،کلمات کلیدی: تیم اجرایی جهادی 89
 
اول سلام
ساعت ۱٠:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱٥  

با سلام خدمت ذوستان گرامی

من یک راست میرم سر اصل مطلب :

دوستان شورایی در شورا جهادی گفتند که چرا گروه جهادی امسال یک وبلاگ جدید تاسیس کرده و بنده را مسئول بررسی اینکه آیا می توان این دو وبلاگ را تلفیق کرد، کردند.

بنده نیز به جد بررسی کردم و از دوستان و آشنایان و اهل فن پرس و جو  کردم به راحتی می توانم بگویم بیشتر از ٢٠ نفر ساعت سر همین موضوع به ظاهر ساده تبادل نظر و بحث شد(از یک طرف در شورا و از طرفی در حلسه های تیم اجرایی).

در نهایت در شورا به این نتیجه رسیدیم که وقتی مطالب در آن وبلاگ بروز شد بنده اطلاع رسانی کنم، تا به حال نیز کوتاهی از جانب من بوده که حتما میبخشید....

 در همین جا لازم است من این مطلب را بگویم که jahadi89.blogfa.com فقط برای اطلاع رسانی نیست محلی است برای نظارت شما دوستان بر سلسله رفتارهای ما در تیم اجرایی لذا باز هم تاکید می کنم لطفا نظرات مخالف و موافق خود را بگوش ما برسانید، چرا که در صورت اول موجب اصلاح و در صورت دوم موجب اعتماد به نفس ما در تیم اجرایی میشود، لازم به ذکر است در صورت نبود مورد اول(نظرات اصلاحی به ظاهر مخالف یا همان انتقاد خودمان) ما فکر می کنیم خیلی کارمان درست است.

هر گونه سوالی نیز دارید می توانید با آقای ملک (از طریق  وبلاگ یا هر وسیله دیگر) در میان بگزارید چون ایشان تنها در تیم اجرایی وظیفه روابط عمومی را بر عهده دارند.

 

در پایان نیز برای پدر حاج محسن آرزوی سلامتی و طول عمر میکنم و ان شاءالله که حال ایشان هرچه زودتر بهبودی کامل بیابد.

 

والسلام.


کلمات کلیدی: تیم اجرایی جهادی 89
 
جلسه شورا 7/8/88
ساعت ٧:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱٢  

سلام ببخشید که دیر شد.مریض احوال بودم.

حاضرین:آقایان عابدینی،قباحی،غلامی(با تاخیر)،عباس زاده،علیخانی،تاجریان

غایبین:آقایان حاجی کریمی،صدیقی،داجمر       مهمان:آقای اسدی

شروع جلسه: ١۵:٣٠

١-ثبت جهادی:با بحث هایی که صورت گرفت تصمیم بر این شد که انتخاب ثبت جهادی به صورت NGO یا موسسه خیریه یا تعاونی یا هر روش دیگری به مجمع سپرده شود یعنی هر کدام از فارغ التحصیلان که در مورد نوع ثبت جهادی،مکانیزم انتخاب هیئت رئیسه و معایب و مزایای هر روش پیشنهادی دارند ارائه دهند تا در مورد طرح خام اولیه در شورا یا در همین وبلاگ بحث شود و حاصل کار به صورت یک یا چند طرح پیشنهادی در مجمع به رای گذاشته شود.به همین منظور آقای عابدینی که مسئولیت این بخش را به عهده دارند موظف شدند تا در جلسه ی بعد در مورد انواع روش های موجود،اطلاعات اولیه و طرح خامی را برای بحث در شورا ارائه دهند.

2-اصلاح اساسنامه:قرار بر این بود که آقای علیخانی با چند نفر از فارغ التحصیلان جلساتی را برای بحث روی مشکلات اساسنامه تشکیل بدهند اما این روش به دلیل وقت گیر بودن محقق نشد و تصمیم گرفته شد که اعضای شورا با مطالعه ی اساسنامه مشکلات را پیدا کنند و در جلسات بعدی روی این موارد بحث کنیم ، برای اعلام نظر دوستان روی وبلاگ قرار بگیرد و بعد از آن در جلسه ی مجمع تصویب شود. 

3-گزارش تیم مسافرت:

الف)محل مسافرت:همان طور که در گزارشات قبلی شورا گفته شد تصمیم تیم مسافرت بر این است که دو محل را برای برگزاری مسافرت تعیین کنند که این کار انجام گرفت و اولویت اول "شمال خوزستان" و اولویت دوم "کرمان" است. در هفته ی جاری چند نفر از این تیم برای بررسی منطقه به اندیکا (شمال خوزستان) سفر میکنند.

ب)مالی: لیست خیرین دوره ها مشخص شده و فیش ها برای کمک نقدی چاپ و به نمایندگان دوره ها تحویل داده شده است. پوستر و بروشور برای ارائه در نمایشگاه های خیریه هم در حال آماده سازی است.

ج)فرهنگی: آقای وحید اصغری(12) به عنوان مسئول فرهنگی انتخاب شده اند.

د)داخلی:آقای مهدوی خط قرمز های مسافرت را پیگیری میکنند و با آقای مسیح تهرانی هم جلسه داشته اند.

ه)چارت زمان بندی مالی و عمرانی مشخص و تدوین شده و بقیه ی معاونت ها هم در حال آماده سازی است.

ز)وبلاگ جهادی 89: تیم مسافرت برای ارائه ی گزارشات مربوط به جهادی 89 وبلاگ جداگانه ای را راه اندازی کرده است.البته پیشنهاد شورا این بود که گزارشات در وبلاگ "تاملات" درج شود اما آقای غلامی با این استدلال که اهداف و کارکرد این دو وبلاگ متفاوت است و مدیریت وبلاگ جهادی 89 هم با تیم مسافرت خواهد بود ترجیح دادند که این وبلاگ را راه اندازی کنند اما گزارشات جهادی 89 را به صورت لینک یا کامل در وبلاگ تاملات قرار میدهند:

jahadi89.blogfa.com

4-آقای عباس زاده هم سیستم sms برای اطلاع رسانی امور مربوط به جهادی را پیگیری میکنند.

5-آقای حاجی کریمی به دلیل مشغله و مشکلاتی که دارند چند جلسه ایست که در جلسات شرکت نمیکنند با توجه به این که ایشان تا دی ماه در جلسات حضور نخواهند داشت نفر بعدی در رای گیری که آقای آتش هوش(12) هستند باید در جلسات شرکت کنند اما ایشان هم نمیتوانند.نفر بعدی آقای کوشکی(5) هستند که قرار شد برای شرکت ایشان در جلسات بعدی هماهنگی صورت بگیرد.

پایان جلسه 16:35  

با تشکر

 منشی شورا


کلمات کلیدی: شورای 89 ،کلمات کلیدی: مسافرت 89 ،کلمات کلیدی: گزارش شورا
 
جلسه شورا( 16/7/88)
ساعت ۱٢:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۱۸  

حاضران: آقایان عابدینی(با تاخیر) ،قباحی،غلامی،صدیقی(با تاخیر)،علیخانی،تاجریان،داجمر 

غایبان:حاجی کریمی،عباس زاده     مهمان:گازری-اسدی

جلسه به علت تاخیر دوستان ساعت ١٥:٤٠شروع شد.

١-گزارش آقای غلامی:آقای غلامی در مورد کارهایی که تیم مسافرت تا امروز انجام داده و پیگیری هایی که داشته اند گزارشی را ارائه داد:

الف)مکان مسافرت و کار عمرانی:٤ منطقه ی چهارمحال،خوزستان،بوشهر و کرمان برای برگزاری مسافرت پیگیری شده اند.در مورد آب و هوا،کار عمرانی،مناطق تفریحی،وضعیت فرهنگی و... این مناطق بررسی به عمل آمده است و با فرمانداری و بسیج سازندگی این مناطق هم صحبت شده است. استراتژی در مورد تعیین مکان مسافرت این است که از بین این گزینه ها بعد از جمع بندی به دو منطقه و با اولویت یک و دو برسیم و بعد از انجام پیش مسافرت به این دو منطقه و بررسی نهایی یکی به عنوان محل برگزاری مسافرت معین شود.

منطقه ی چهارمحال به علت سرمای زیاد در ایام عید(میانگین دمای -١ تا ٥ درجه سانتی گراد) حذف شد.منطقه ی بوشهر هم مشکل پراکندگی و گستردگی کار عمرانی دارد.

در مورد خوزستان(اندیکا)و کرمان(رودبار و جیرفت) هم فضای کاری مدرسه سازی،خانه سازی و کارگاه های خرد برای اشتغال است که البته هنور اولویت ها مشخص نیست.

 ب)مالی: لیست خیرین دوره ها برای ساماندهی کمک ها و برآورد آن در حال پیگیری است.فرآیند تهیه ی بروشور و مسئول آن مشخص است.

ج)داخلی:ساختار معاونت داخلی تا هفته ی بعد مشخص میشود.

د)مستندات:وظیفه ی این معاونت جمع کردن گزارش معاونت ها و گزارش جلسات هفتگی تیم مسافرت و بایگانی آنها است که مسئولیت آن با آقای خلیلی(١٣) است.

ه)فرهنگی:سیاست های بخش فرهنگی در جلسات بعد و با جلسه ی که در مدرسه و نظرخواهی از دوستان صورت خواهد گرفت مشخص میشود.

و)زمان بندی کل فرآیند جهادی:برنامه ای برای زمان بندی فعالیت ها و کار معاونت ها تهیه خواهدشد.(هر کدام از معاونت ها تا چه تاریخی باید به چه نقطه ای برسند)

ز) ایجاد یک وبلاگ برای تیم مسافرت جهت ارائه ی گزارش:البته در مورد لزوم ایجاد چنین وبلاگی بحث شد و به آقای غلامی پیشنهاد شد که داخل همین وبلاگ یک page ایجاد شود که آقای غلامی گفت بررسی خواهد کرد.

ح)جهادی تخصصی:به علت غیبت آقای پورمند در دو جلسه ی قبل این قسمت پیگیری نشده.

2-سوالات از آقای غلامی: در مورد تداخل کار جانشین و مسئول مسافرت و لزوم وجود جانشین آقای غلامی گفت که برای اینکه پیگیری بخشی از کارها با مشکل مواجه نشود قسمتی را به جانشین سپرده است و اگر هم جایی مسئول مسافرت حضور نداشت چون جانشین در جریان کارها و اتفاقات است بتواند پاسخگو باشد،البته مسئولیت همه ی اتفاقات با مسئول مسافرت است و او پاسخگو خواهدبود.

جهت گیری کار عمرانی چه چیزی است؟غلامی: همه ی پیشنهادهاو گزینه ها را بررسی خواهیم کرد با این کار از بعضی گزینه ها محروم نخواهیم شد و از همه نوع کارهای موجود توانایی انتخاب داریم.

در مورد تجربه ی آقای اسدی در حوزه ی عمرانی سوال شد که آقای غلامی گفت تجربه ی آقای اسدی در حوزه ی کار عمرانی کم نیست و پیگیری آقای اسدی از نقص تجربه ی احتمالی بسیار مهم تر است،علاوه بر این خود ایشان و آقای ملک بر کار عمرانی نظارت و پیگیری دارند و برای کار عمرانی از صاحب نظران و افراد با تجربه مشورت میگیرند.(قبل از شروع جلسه آقای اسدی با آقای گازری جلسه ای در مورد کار عمرانی داشت)

3-آقای حاجی کریمی به علت کار پایان نامه ی خودشان موفق به شرکت در جلسات قبل شورا نشدند و برای اینکه کار ثبت جهادی پیگیری شود مسئولیت این کار به آقای عابدینی سپرده شد.

4-در مورد اساسنامه آقای علیخانی باچند نفر از دوستان جلساتی را خواهد داشت تا مشکلات و اصلاحات لازم در اساسنامه را بررسی و مشخص کند و بعد از آن برای نظرخواهی در وبلاگ منتشر کند.

5-از این به بعد جلسات شورا دو هفته یکبار تشکیل خواهد شد.

توجه:گزارش جلسات تیم مسافرت در آینده نزدیک توسط آقای غلامی منتشر خواهد شد اگر بند اول گزارش ایراد یا ابهامی داشت آقای غلامی توضیح بدهد.

پایان جلسه:16:50

با تشکر

منشی شورا

 

 


کلمات کلیدی: شورای 89 ،کلمات کلیدی: گزارش شورا ،کلمات کلیدی: مسافرت 89
 
مسئولیت پذیری/ پاسخ گویی/ مشارکت جویی/ شفافیت
ساعت ٢:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۱٤  

این چهار عامل،
عواملی تفکیک ناپذیر برای عملکرد مدیران هستند.

مدیر خوب،
حکمروای خوب+،
کسی است که این چهار شاخص در هم تنیده را
-که هیچ یک مستقلا و بی دیگری، به دست آمدنی نیست-
دنبال بکند و در کسب آن جدی باشد.

*

این ها خصایص و ویژگی هایی هستند که به خوبی مقیاس پذیرند.
از سطح مدیریت یک گروه چند نفره قابل پیاده سازی هستند تا سطح حاکمیت ملی.

*

خوب است مسئول مسافرت عزیز و محترممان،
کنار وقت ارزشمندی که در تدارک مسافرت می گذارند،
وقت قلیل ولی پر بازدهی برای گزارش دهی منظم و مکرر،
و در جریان قرار دادن بچه های بگذارند.

*

ریاست ِرئیس مسافرت، امانت است.
در قبال امانت باید به صاحب امانت پاسخ گو بود.
و خیال او را آسوده کرد.

خود ِ این پاسخگویی، نشان بزرگ مسئولیت پذیری و دقت نظراست.

پاسخ گویی، بدون صداقت و شفافیت (که صداقت را برای عموم قابل محک زدن کند)
معنی ندارد و نمی تواند نشان دهنده مسئولیت پذیری باشد. 
و در عین حال نمی تواند عمق زحمات و تلاش مسئول را نشان بدهد.

مسئولی که تلاشش دیده نشود و عملکردش را شفاف نکند،
نمی تواند انتظار مشارکت مطلوب از مخاطبینش داشته باشد.

مشارکت جویی، غیر از آن طبع و منش و روش مشارکت جویانه ای که در مدیر باید باشد،
نیازمند اطلاع داشتن و محترم داشته شدن مدار و مخاطبین است.

*

امیدوارم معلوم شده باشد که این چهار آیتم مهم و معقول،
چه طور در هم تنیده هستند.

و چقدر لازم است که برای این که بهترین نتایج را داشته باشیم،
از چنین آمیزه ای در سبک اداره و اجرایمان استفاده کنیم.

*

تمام این حرف ها یک بستر اصلی دارد.
و آن اطلاع رسانی است.

*

اطلاع رسانی،
ارزش قایل شدن برای مخاطبین شما و شرکت کنندگان است.
طلب مشارکت هوشمند کردن از طریق احترام به مخاطب است.
کسب و تعمیم شفافیت است.
نشان واضح مسئولیت پذیری است.

این چهار مقوله را اگر، دانه های تسبیح مدیریت حساب کنیم،
اطلاع رسانی، نخ این تسبیح خواهد بود.

**

پس علی جان، بسم اله.

*

برخی با سیستم اریستوکراسی (اشراف سالاری-حکومت نخبگان) حال می کنند.

در کیس جهادی ما، یعنی خود را فقط مقابل شورا پاسخگو می دانند.
خیلی به توده و جمع کاری ندارند.

(شاید چیزی شبیه به مشی بروبکس راستی شورا!)

حسن این روش، توان در برگزاری بهتر از حیث اجرایی
و هماهنگی بالا میان مسئولین و ... است.

ولی روابط عمومی اش می لنگد.

 

برخی هم مثل این رفیقمان -مموتی- با سیستم پوپولیستی -توده زده- حال می کنند.

کلا نخبگان کاری ندارند و فقط به مردم جواب می دهند.
مردم هم که یک موجودیت مشخص قابل حرف زدن و دفاع کردن که نیست که.
پس کسی نیست که پاسخ بخواهد ازشان.
آن ها هم سواری می گیرند و هوشمندانه از زیر بار پاسخگویی فرار می کنند.

 

*

فکر می کنم که یک چیزی این وسط باید باشد.

هم مخاطبه با مخاطبین اصلی و گزارش دهی و مسئول دانستن خود در برابر عموم،
و خود را مقید دانستن به دادن گزارش و مورد قضاوت واقع شدن توسط جمع،
و هم همفکری و همراهی با نخبگان برای وفاق و وحدت بیشتر
و توفیق بیشتر.

اختصاصی هم به جهادی ندارد.

فکر می کنم مشی و روش مدیریتی صحیح، این باشد.

حالا تا ببینیم علی آقای غلامی چه می کند.

 

 


کلمات کلیدی: مسئول مسافرت ،کلمات کلیدی: جمع و عمل جمعی ،کلمات کلیدی: اطلاع رسانی
 
دفتر فارغ التحصیلان دبیرستان مفید2
ساعت ۱٠:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٦  

باسمه تعالی

قبلا از این که مطلبم مرتبط با جهادی و تأملات مربوط به اون نیست عذر می خوام.

مدتیه که بحث ارتباط دو طرفه دبیرستان و فارغ التحصیلان مطرح شده. از سال قبل هم علاوه بر اختصاص اتاقی برای این منظور، تعدادی از دوستان نیز مسؤولیتهایی در این زمینه پذیرفته بودن که بعد از جلسات بحث و مشورت زیاد طرح هایی برای ایجاد این ارتباط دو طرفه ارائه شد. کارهای ارزشمندی هم در این راستا انجام شد که بنده به عنوان یک فارغ التحصیل از زحمات این دوستان تشکر میکنم. پس از گذشت بیشتر از یک سال از آغاز به کار رسمی دفتر فارغ التحصیلان و بررسی نقاط قوت و ضعف فعالیتهای انجام شده، امسال دبیرستان تصمیم به گسترش فعالیتهای دفتر گرفته.

در سال تحصیلی جدید مسؤولیت دفتر به بنده محول شده. تا به حال هم بیشتر به مشورت با فعالان قبلی دفتر و تعدادی از صاحب نظران در این زمینه پرداختیم و هنوز طرح کامل اجرایی دفتر تدوین نشده. قطعا به محض مدون شدن خدمتتون اطلاع رسانی میشه.

اما فعلا موارد زیر رو به محضرتون عرض می کنم:

برنامه فوتبال پنجشنبه ها که مثل همیشه به راهه.

با مرکز رایانه هماهنگ شده که در زمانهایی که این مرکز فعاله همه دوستان از همه دوره ها بتونن از امکانات اونجا استفاده کنن. برای دوره های 12 به بعد همون Username و password هایی که زمان دانش آموزی داشتن الان هم معتبره. بقیه رفقا هم می تونن با مراجعه به مسؤول مرکز رایانه Username و password مربوطه رو بگیرن و استفاده کنن.

رفقایی که مایل به برگزاری جلسه در مدرسه هستن قبلا به بنده اطلاع بدن که فضا و شرایط لازم رو براشون فراهم کنیم و یه وقت شرمنده شون نشیم. اگر هم این جلسات زمان ثابتی در هفته یا ماه داره (مثل شورای جهادی) این جلسه رو در برنامه‌ی استفاده از اتاق ثابت می کنیم.

ضمنا بدیهیه که زمان برگزاری این جلسات و سایر استفاده هایی که از اتاق یا فضاهای دیگه مدرسه میشه در ساعات فعالیت رسمی مدرسه باید باشه، یعنی 7 صبح تا 6:30 بعد از ظهر روزهای غیر تعطیل.

منتظر نظرات و پیشنهادهای دوستان برای فعالیتهای دفتر به صورت حضوری(آدرس دبیرستان)،  تلفنی (22208530) یا ایمیلی (mj_zafari@yahoo.com) هستیم.

ان شاء الله به زودی برنامه های دفتر به اطلاعتون خواهد رسید.

 


کلمات کلیدی: دبیرستان ،کلمات کلیدی: دفتر فارغ التحصیلان ،کلمات کلیدی: جلسات ،کلمات کلیدی: اطلاع رسانی
 
جلسه ی 5شنبه
ساعت ٢:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٥  

روز 5شنبه 88/2/6 در اتاق دانش آموختگان جلسه ی شورا برای برگزیدن مسئول مسافرت برگزار شد .

اعضای غایب : آقایان حاجی کریمی ، عباس زاه و داجمر (فقط داجمر اطلاع داده بود - برای این که قاعده ی 24 ساعت قبل رعایت شود ایشان 2 صبح به بنده اطلاع دادند !!!)

مهمانان : م.گازری و ... ( یعنی که دیگه نداشتیم !)

در این جلسه اعضا ، پرسش ها و ابهامبت خود را با علی غلامی در میان گذاشتند و پس از شنیدن پاسخ ها ، ایشان با رای همه ی اعضا برگزیده شدند .

جلسه به خوبی و خوشی پایان یافت .

پیوست : به آگاهی آقایان می رسانم که دفتر دانش آموختگان از این پس اتاق جناب آقای ظفری می باشد ( ایشان مسئولیت اتاق را بر عهده دارند ) بنابراین اگر گروهی دوستدار برگزاری نشست در آنجا می باشند باید با ایشان هماهنگی لازم را انجام دهند .

از این پس آقایان برای استفاده از سایت دبیرستان می توانند از همه ی دستگاه ها با user FTMofid و رمز قبلی استفاده کنند .

جلسه ی بعدی روز 5شنبه ساعت 3 ( اگر اشتباه نکنم !) در دفتر برگزار می شود

از  دوستان درخواست حضور  در نشست ها را داریم...

با درود

 

 

 


 
برای آقای رئیس
ساعت ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳٠  

چهره ی سایت گویی که مدت هاست که چنین است و مرا بسیار از دیدن آن رنج می آید !

از شما بزرگوار خواهش دارم که چون عیدی بر ما گذشت ، شما به نیکی آن را گیرید و طرح و رخ این نا کجا آباد را از نو و به رنگی و چهره ای نو بیارایید که نوییش دل ما را شاد کند و از این حال مرده و بی روح ، چهره ای زنده و در خور هستش بگیرد ...

با درود


 
سلام!
ساعت ۱٠:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢۸  

سلام!

عیدتون مبارک و طاعاتتون قبول ان شاء الله.

***

خوشحالم که بالاخره گزارش شورا بدون غلط منتشر شد.

***

ظاهراً تصمیم گرفتید من با عنوان شلغم یا هویج یا ... در جلساتی که ملک و رضا به عنوان نماینده معرفی شدن، شرکت کنم. چشم، ما به همین هم راضی هستیم. شاید دوستان ما رو دوست ندارند، اما به هر حال ما دوستشون داریم. دلمون برای جهادی می‌تپه و کسی هم نمی‌تونه جلوش رو بگیره.

***

امیدوارم غلامی موفق بشه که از شورا رأی اعتماد بگیره، من بسیار به غلامی خوش بین هستم و از اینکه مسئول مسافرت بشه احساس خوبی دارم. دلیلی هم برای رد این موضوع ندارم، بلکه دلایل زیادی دارم که به عنوان مسئول مسافرت فرد موفقی خواهد بود. ان شاء الله هرچه خیر باشد همان شود. یا ان شاء الله هرچه شورا تصمیم بگیرد خیر است.

***

محسن جان این ستاره‌ها فقط بخاطر دستور شما اینجا آمدند، البته ما در خانه لیلا صدایشان می‌کنیم!

:-)

سلامتی همه آرزوی بقیه


کلمات کلیدی: مسئول مسافرت ،کلمات کلیدی: شورای 89 ،کلمات کلیدی: خوشحالم
 
جلسه شورا 26/6/88
ساعت ٢:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢۸  

جلسه ی روز ۵شنبه باحضور آقایان ظفری،قباحی،صدیقی عباس زاده،علیخانی،تاجریان و داجمر تشکیل شد.

غایبین:آقایان عابدینی و حاجی کریمی

شروع جلسه:١۵:٠٠

از بین تمامی فارغ التحصیلان فقط آقای "علی غلامی" فراخوان را پر کرده و به شورا تحویل دادند.

در ابتدای جلسه فراخوانی که آقای غلامی تحویل داده بود خوانده شد و اعضای شورا نظرات خود را درباره ی آن گفتند و به دلیل بعضی سوالات و ابهاماتی که در مورد موضوعات طرح شده در فراخوان برای اعضای شورا ایجاد شده بود قرار شد که جلسه ی هفته ی بعد شورا با حضور آقای غلامی برگزار شود و شورا در مورد این موضوعات با ایشان صحبت کند.

به دلیل عدم حضور آقایان حاجی کریمی و عابدینی باز هم موفق به صحبت درباره ی گروه های ثبت و مستندات نشدیم!

آقای علیخانی هفته ی قبل جلسه ای را با آقای کریم زادگان در مورد اساسنامه داشت. بعد از بررسی مواردی که لازم است اصلاح شوند از دوستان در مورد آنها نظرخواهی میشود .

هفته ی قبل جلسه ای با حضور دکتر دانش برگزار شد،با توجه به صحبت هایی که با آقای فوم داشتیم و پیشنهاد ایشان جهت معرفی نماینده از طرف شورا،شورا آقایان هادی ملک و کوروش کریم زادگان را به عنوان نمایندگان خود معرفی کرد.

پایان جلسه:١٧:٣٠

 جلسه ی بعد: روز ۵ شنبه ٢/٧/٨٨ ساعت ١۵

                                                                                                 منشی شورا

 


کلمات کلیدی: شورای 89 ،کلمات کلیدی: مسئول مسافرت ،کلمات کلیدی: گزارش شورا ،کلمات کلیدی: فراخوان
 
تذکره زرینیه!
ساعت ٢:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢٥  

دیروز از روزهای پر مشغله ام بود. خصوصا زیر فشار پایان نامه بودم و مشغول تفحص و تحقیق و بر سر خویش و پروپوزال زدن!

آق ظفری عزیز زنگ زد و گفت که آقا زرین دارد رسما از مدیریت می رود به فرصت مطالعاتی و مدیریت مدرسه نیز به آقای باقری خواهد رسید. برای جلسه تودیع و معارفه، یک تذکره‌ای بنویس برای آقای زرین -چیزی شبیه به آن که برای آقای میرطاهری برای تودیعش نوشتم-. ما هم دلمان نیامد نه بگوییم و حق صحبت -با آق ظفری و آق زرین، هر دو- نداریم و ساعتی وقت برای ایشان نگذاریم. این شد که تذکره ای نوشتیم به هزار و هشتصد و اندی کلمه. بلکه مقبول طبع افتد و لبخندی بر لبانتان نشاند.

 

ظاهرا فرصت نشده است که در مراسم کامل بخوانند. البته خالی از سانسور هم نمی توانسته اند بخوانند احتمالا!

یا علی.

*****

*****

 

نعت شیخ اکبر، مولانا ابوالجواد، حمید رضا زرین

 

آن سالک واصل، و آن عارف کامل، / آن عالم ربانی و آن مراد عرفانی،/  آن رهرو راستین راه عشق و آن یوسفِ نیفتاده در چاه عشق، / آن دل دلخستگان را امید، آن رهنمای مغبچگان مفید. /  آن مدیری و مرادی به هم کرده، آن عمر خویش در خدمت نون والقلم کرده، / آن آموخته ی نرفته به مکتب و مدرسه، و آن یگانه مدرس مثلثات و هندسه/  آن محضر بزرگان و معلمان بسیار دیده، آن به مشکلات بزرگ خندیده، آن کو به خنده اش زمین لرزیده، /  آن از راه دور تا مفید ِ2 دوان، و آن اشک مناجاتش صبح و سحر روان،/  آن نظم و ترتیب بسیار در کار کرده، آن بر سر تنبلی و بی برنامگی هوار کرده، /  آن در هم کوبنده ی بی نظمی و تباهی و خرابی، آن صاحب چشم های روشن و آبی /  آن به معرفت سفر حجاز رفته و آن به استقبال خطر به سینه ی باز رفته، /  آن امدادگر در جبهه های جنگ تحمیلی و ان درخشان در عرصه های تحصیلی/ آن اسوه صبر و صفا و حلم، آن پذیرفته شده در MBA و مدیریت آموزشی و فسفه علم  /  آن خنده هایش شیرین و حق رفاقتش دیرین و ناصرالملک و الملت و الدین،  ابوالاندام و الافهام، شیخنا حمید رضا زرین!   مهتر زمان خود بود، رحمت اله علیه

 

شیخ محسن کریمی گفته است که چون اول بار حضرت شیخنا را بدیدیم، در مکتب مفید و در کلاس هندسه بودی. هیبت شیخنا آن چنان بر درویشان اثر کرده بود که کسی را یارای جنبیدن نبودی. نگاه شیخ از منظر آن چشم آبی، آن چنان گیرایی بداشتی که هر چه شیخ درس می بگفت، کسی را یارای دست بر قلم بردن نبودی و جمله دراویش در حیرت، «حاش لله» گفتی. و آن چنان دل از ایشان برفتی که خودکار -به جای ورق- بر دست کشیدی و تمام دست را به جوهر آغشتی. پس شیخ حال درویشان بدانست و روی به تخته فرمود و کف دست یسار برگوش نهاد و آرنج آن بر تخته نهاد و با دست دیگر بر تخته بنوشت و با خویش و تخته سخن همی راند! چون شیخ این چنین کردو روی از دراویش بگردانید، مریدان به خویش بازآمدند و به درس مشغول گشتند و زان پس شیخ از برای این که دیگر هیبتش درویشان را نگیرد، با چنین حالی به درس دادن بیامد و این گونه بود تا وعده ی حق در وی رسید. رحمت اله علیه

حضرت محجوب العرفا، جواد ظفری فرموده است که شخینا را تعلقی با عکس بود. چندان که هیچ عکسی در هیچ نقطه ای گرفته نشد مگر شیخنا خویش را بدان صحنه برسانید و خویش در عکس بکرد. و این از رافت شیخنا بودی که از بهر دل درویشان و مریدان، ایثار کردی و خواهش دل ایشان را شنودی که در دل طلب داشتن عکسی از آن جمال یوسف آسا داشتندی و حجب و حیا ایشان را مانع بودی که از شیخنا بخواستی تا در صحنه آمدی. شیخنا به نور الهی این خواهش درویشان شنفتی و در عکس شدی.

ما نبودیم و تقاضامان نبود
لطف تو ناگفته ی ما می شنود! 

(مولوی)

*

از کرامات شیخ آن بودی که چون می خواست در خانه ای اندر شود، بر درب آن می نگریست. تا مگر در آن خانه گناهی نباشد. که اگر گناهی باشد و شیخ در آن اندر شود، درب از جای کنده گردد. و این از لطف خدایتعالی با وی بودی.  شیخکی که با شیخنا خصومتیش بوده، گفته این کرامت، نه از گناه آن اتاق باشد که از قامت شیخ باشد. که خاک بر دهان این عنود جهول که نور خدا در شیخنا ندیده است!

*

سیدالفارغلین، عباس فوم فرموده است که سه خصلت در شیخنا بودی که ممتاز بودی و نظیری از بهرش نبودی اول آن که شیخنا را حواس با همه چیز بود. آورده اند که درویشی در خواب دوشینه به رویا دیده بود که در مکتب شیخنا مشقی را نانوشته و پیچانده و شیخنا غفلت فرموده. چون سحرگاه در مکتب بیامد سخنی با کسی نگفته بود که  شیخنا وی را بخواست و صد چوب بزد که تو غلط کرده باشی در خواب چنین تفکر کنی!  پس از مریدان و درویشان و فعلگان خانقاه مفید 2، کسی تخلف و تخطی در ذهن نمی یارست اندیشیدن! (= یارای اندیشیدنش نبود)  دیم آن که در محضر شیخنا سخن از هیچ مطلبی و واقعه ای و حادثه ای و خبری نرفت مگر شیخنا را با آن موضوع خاطره ای بود، بس عبرت آموز. پس خاطرات خویش بر آن موضوع می بگفت و دراویش را حال دیگر گون می بگشت و عبرت ها می بگرفتند.  گفته اند که آن کس که به کسی گفته بود «این ها از برای شما جوک است و ازبرای ما خاطره است» همین شیخنا بوده است. والعهده علی الراوی!

بهی‌زادالمولودین گفته است که شیخنا روزی چند عبرت بر دراویش نثار می فرمود. و در هر نثاری، صد درویش از حال می برفت و حال دیگر درویشان خوش می گشت.

سیم خصلت نیز از اسرار مکتوم الهی باشد و جز اخص خواص ندانند و ما نیز بر خویش افشای اسرار نمی‌یاریم اندیشیدن!‌

*

وی را معاونین بسیار بودی که بالجمله از بزرگان بودی و هر یک فخر امتی بودندی و هر کدام صد کرامت داشتی و هر یک صد مرید داشتی. لکن چتر بزرگی شیخنا ایشان را در کنار یکدگر جمع کرده بود.

*

گفته اند که دوم خانقاه مفید به دوران او رونق گرفت و صد رکورد بزد و در درس سرآمدی بکرد و رتبت زیر صد بسیار از خود به در فرمود! 

وی را مبدا و مبدع تحول در مفید 2 خوانده اند. گفته اند که از امیرالامرا شیخ اعظم، فخر الدین و الدانش، حکمی بستاند از بهر سامان دادن امور دیار.  هر چه بگفت که مرا با مناسب دنیا کاری نباشد و مرا بهتر که گوشه خویش گیرم و علم اندوزم، قبولش نکردند.  شیخنا بگفت «راه من دور است!» گفتندش «راه ما هم دور است ولی معطل نمی کنیم!»  بگفت که «مرا قلبی رقیق است و طاقت خون کردن نباشد!» گفتند «گوشت زیاده بخور، قلبت قسی شود!». پس هر چه عذر آورد، نپذیرفتند.

سپس شیخ اعظم، فخرالدین بفرمود که «تو را باید که به مفید 2 اندر شوی و امر آن جا بر دست گیری و از برای من بیعت بستانی و نظم و روال بازگردانی و هیبت هیئت گون را مبدل کنی به روال مکتب گون!» پس به قدم خویش بیامد و غلغله ای در جمع بینداخت و به حکم الهی سرها بکوفت و بیعت از برای شیخ اعظم بگرفت و نظم و روال بیاورد و پس  آبادی بسیار بکرد و محبت وی در دلها بیفتاد. رحمت اله علیه

*

وی بر مدیریت خانقاه بودی و در کار درویشان نظارت کردی و روال بر نظم استوار بودی و دراویش جمله خوش بودی. تا آن که شیخ در خواب دیدکه در دانشگاه تهران بتی را سجده می کند!  چون رویا را صادقه یافت، عزم سفر بکرد. مریدان و درویشان نیز با وی شدند و ترک وی نکردند.

چون به دانشگاه تهران برفتند، دخترک ترسایی بیامد و دل از شیخنا ببرد. از وی بپرسید که «ای مه طلعتا! نامت چه باشد؟» دخترک بگفت: «MBA».

پس  شیخنا در پس عمری عبادت و راست کرداری، در بند این دخترک اسیر بگشت. چندان که عطار بزرگ فرموده باشد:

شیخ صنعان پیر عهد خویش بود
در کمال از هر که گویم پیش بود 

 

شیخ بود او در حرم پنجاه سال
بامریدی چهارصد صاحب کمال

لکن دل و دین و مکتب وا نهاد و در عشق دختر ترسا بشد. دراویش هر چه نهی و نصیحت بکردند، در شیخ کارگر بنیفتاد.

عشق دختر کرد غارت جان او
ریخت کفر از زلف بر ایمان او

شیخ ایمان داد...ترسایی خرید
عافیت بفروخت؛ رسوایی خرید  

(عطار)

پس دراویش را مرخص بکرد و بگفت شما را باید که بروید و به خانقاه بازگردید. و من در این عشق، -تنها- با خویش خواهم سوخت.

چون مریدانش چنین دیدند زار
جمله دانستند کافتاده است کار!

(عطار)

دست از وی بشستند و در راه بازگشت شدند.

چون برفتند، شیخنا به نزد دختر ترسا برفت، دختر بگفت که باید که همرنگ من بشوی و دست از دل و دین مدرسه و مکتب و مفید بشویی که

هر که او همرنگ یار خویش نیست
عشق او جز رنگ و بویی بیش نیست!  

(عطار)

و شرایط دیگر نیز دخترک بر شیخنا تحمیل بنمود که

رو بده کنکور و بگذر از مفید
گر تو خواهی وصلت من را گزید

(شیخ محسن کریمی)

پس شیخنا به حکم عاشقی چنین بکرد و دل و دین و مکتب و مدرسه و مفید و مدیریت را جمله وا نهاد و خرقه ی شیخی از تن به در بکرد و در کار عشق، مریدی نوآموز شد.

چون اصحاب -بی شیخ- به خانقاه باز آمدند، سیدالمعلمین و شیخ المرشدین جواهری -که با ایشان در سفر همراه نبودی- ایشان را بدید که بی شیخنا باز آمده اند. پس بر ایشان غضب بکرد و نهیب بزد که «این چه بی وفایی بود که شما کرده اید. اگر او به مذهب شما در نیامد، شما به مذهب او در می آمدید و رفاقت نیمه راهی نمی کردید و .... و مگر شما داستان شیخ صنعان را نشنیده اید! باید که می برفتید و توسل می بکردید تا شیخ را خدا توبه دهد و باز آید.»

پس جمله ی اصحاب به دانشگاه تهران بازگشتند و گریه های بسیار بکردند و چهل روز -دور از چشم شیخنا-  در چله نشستند و دست بر دامن حضرت مصطفا کردند.  و دعای ایشان مستجاب آمد.پس به نزد شیخ رفتند.

دیدند با خویش بنشسته و در پیشمانی غرقه باشد. گفتند شیخنا این چه حال باشد؟ بفرمود در خواب فریشته ای بدیدم به هیئت مدیرالمعاونین: حضرت باقری -که بسان هلو ماندی و آدمی خواستی وی را بخوردی!-  بر من عتاب آلوده نگاه بکرد که
«ای شیخنا! این چه حرکت بود که تو کردی؟ آن هم در زمانی در فکر رفتن به دانشگاه تهران بیفتادی که چوب و باتوم بسیار در کار باشد و فدائیان محمود غزنوی از قلاع کهریزک بیایند و بروند و در کوی، خون ها کنند و درویش از مرید و مرید از مراد و مراد از پیر و پیر از شیخ و شیخ از گبر و گبر از جهود باز نشناسند!  کجای کاری!؟ این چه وقت MBA خواندن بود!  

همین روزها باشد که تو را و شیخ اعظمت را و سایر درویشان را به سبب  تعلیم و تعلم و آموزش زبان انگلیسی و آموزش اینترنت و نیز تفکر نقادانه، به جرم آماده سازی بستر اغتشاشات بگیرند و ببرند و مخملی کرده و به محکمه برند.»

شیخنا بخندید که «ای آقا! من چون بدیدم که آن آخوند وبلاگ نویس در پس 20 روز حبس چندان لاغر شد که از هزار رژیم غذایی برنمی آمد، مرا هوس آمد که به دانشگاه تهران اندر شوم و کسب علوم انسانی -یعنی مادر هر چی اغتشاش است!- کنم. بلکه مرا بگیرند و ببرند و به یمن خلوت با خدایتعالی همچون آن سید ِدر بند، لاغر شوم، بی آن که زحمت رژیم برده باشم و همیان همیان زر از بهر لاغری بر باد کرده باشم!»

اصحاب از این حکمت شیخ در عجب شدند و از همان راه که آمده بودند باز آمدند. و ماجرای شیخ صنعانی ما جور دیگر به انتها آمد!

این بود شمه ای از ذکر حضرت ابولجواد زرین! رحمت اله علیه

 

 

 


کلمات کلیدی: طنز ،کلمات کلیدی: تذکره
 
افطاری فاغ التحصیلان
ساعت ٤:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢٢  

با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما عزیزان

به اطلاع می‌رساند مراسم افطاری روز دوشنبه مورخ ٢٣/۶/٨٨ در مکان دبیرستان مفید٢ بر قرار می باشد.

از تمامی روزه داران مفیدی جهت شرکت در مراسم دعوت به عمل می‌آید.

با تشکر-عباس زاده

پ.ن:

١- من هنوز از آقای حاج کریمی اکانت نگرفتم،واسه همین از اکانت علیرضا استفاده کردم!

٢-دوستان هرگونه کمک نقدی و جنسی ( غیر نقدی صرفا!!!) که میتونن انجام بدن به من بگن تا آخر روز یکشنبه.(٠٩١٢۴٧۵۴۴٣۴)


کلمات کلیدی: افطاری
 
جلسه با آقای دانش و ...
ساعت ۳:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢٠  

سلام،

16 شهریور (دوشنبه گذشته) در محل دبیرستان جلسه‌ای با حضور آقای دانش، آقای زرین، آقای فوم، آقای معصومی‌نژاد (مسئول برگزاری جهادی دبیرستان پایین) و ما (من و آقایان ظفری، عطارزاده، ملک و کریم‌زادگان) و تعدادی از دوستان یکی (مثل آقایان بابایی، شهرستانی، مقدر و ...) در مورد جهادی و امکان اشتغال‌زایی دایم برای اهالی مناطق هدفِ مسافرت برگزار شد. از دفتر آقای دانش با من تماس گرفتند  و فکر می‌کنم بقیه هم همین‌طوری دعوت شده بودند. خلاصه بعد از بحث و بررسی اولیه بنا شد یک کارگروه(با عضویت آقایان معصومی‌نژاد، فوم، شهرستانی و یکی دیگر از دوستان یکی که نامش یادم نیست و رضا کریم‌زادگان و من)  تشکیل شود تا ابعاد مسئله بررسی شده و پیشنهادهای قابل ارائه و بررسی مطرح شود که 1- اصلاً چنین دیدی داشته باشیم یا نه؟ 2- جای این کار کجاست؟(مسافرت دانش‌آموزی یا فارغلی) 3-نیازهای این کار چیست؟ و ...

البته در همان جلسه و بعد از آن علی‌رغم فضای فوق‌العاده مثبت جلسه و دید باز دوستان و دست‌اندرکان و همکاران جهادی که من می‌شناسم، موضع‌گیری‌ها شدیداً منفی بود که می‌خواهید آقا بالاسر باشید (همان قیم مآبی که دوستان خودمان می‌گویند) و این حرف‌ها که من واقعاً جریان را نگرفتم. به هر حال ما فقط اسممان را نوشتیم در این کارگروه که فکرهایی که در این مدت بر جریان داشته‌ایم را بیان کنیم و مطالب آماده شده قبلیمان را که سازمان ملی جوانان گرفت و برد، به عنوان ایده خام اساسنامه و برنامه‌ریزی این ستاد حمایت از گروه‌های جهادی استفاده کرد را، برای گروه خودمان بهره‌برداری کینم. ملک موقع نام نویسی گفت ما (افراد حاضر در جلسه در آن موقع که البته جناب ظفری رفته بود و بین ما نبود) هیچکدام نماینده مناسبی برای این نام‌نویسی نیستیم. به من برخورد اما گفتم حرف قشنگ را مثل خودمان بد بیان کرده شاید، حرفش فی‌الجمله اشتباه نیست، گفتم جریان را اینجا بنویسم که اگر شورا یا کسی فکر می‌کند ما (من و رضا کریم‌زادگان و بیشتر من) نماینده مناسبی نیستیم بیایید در این جلسات شرکت کند. (البته هنوز جلسه‌ای تشکیل نشده) چون من که می‌روم، به عنوان نماینده فارغان بالا یا به عنوان مصطفی گازری یا حتی به عنوان هویج، چون حرف فکر کرده زیاد دارم برای زدن و بسی خوشحالم که کسی پیدا شد مثل من فکر و آنرا پشتیبانی کند، لذا دوستان همت کنند ببینند اگر لازم است فرد دیگری را به جای ما معرفی کنند که برازنده این جمعیت باشد، ما با همان عنوان هویج شرکت می‌کنیم در جلسه، ان شاء الله خدا توفیق دهد مجموعه حرفهامان برای جهادی کارگر افتد و حداقل در همین جمع مفیدی‌های جهادی رو، جایگاه جهادی و جهادی‌روهای مدرسه بالا، بالاتر رود. (همان جریان ما ز بالاییم و بالا می‌رویم و این حرفها) چون من دلم می‌سوزد وقتی اتفاقات مثبیتی برای جهادی رو های این مملکت می‌افتد و اصلاً بما نمی‌گویند خر کدام خیارزار هستی؟. ما (جمعیت فارغان مدرسه بالا) مسلماً برای عواید جهادی نمی‌رویم و کار جهادی نمی‌کنیم، اما خوب دلمان سوخت دیگر، نه که ما دل نازک و دل کوچکیم، درد این سوختن‌ها برایمان خیلی زیاد است.

سلامتی همه آرزوی بقیه!


کلمات کلیدی: خوشحالم ،کلمات کلیدی: فرصت‌ها
 
یاداوری
ساعت ۳:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢٠  

سلام،

من نکته خنده‌داری، حداقل به این شدت که شما می‌فرمایید، در نوشته‌هایم نمی‌بینم! اگر خنده‌دار می‌بینید، لطف چشم‌های شماست که ظاهراً همه‌چیز را خنده‌دار می‌بیند و مخالفتی هم ندارم، خدا ما را از شما نگیرد، به ما بخندید، ما از اینکه بقیه بهمان بخندند ناراحت نمی‌شویم، خوشحال هم می‌شویم بقیه را شاد کنیم، و بیشتر خدا شما را از ما نگیرد که بهمان بخندید تا ما هم یادبگیریم برای ... کردن مردم می‌توان به حرف‌های جدی آنان خندید! و به دیگران نخندید وقتی جدی حرف می‌زنند چون شاید همه با روی باز با شما برخورد نکنند و اتفاقات بدی بیافتد، ما دوستیم بینمان این حرف‌ها نیست، غریبه‌ها اینگونه عمل نمی‌کنند.

نگران پر شدن صفحه هم نباشید، از جیب کسی نمی‌رود، فکر هم نمی‌کنم بالا و پایین کردن یک صفحه اینقدر سخت باشد که می‌گویید. اینجا اینقدر هم مطلب نوشته نمی‌شود که مرور کردنشان بخواهد مشکلی ایجاد کنه.

در این سرای بی کسی، کسی به در نمی‌زند/ به دشت پر ملال ما پرنده پر نمی‌زند!

در ضمن چون فکر کردم شاید شما هم مثل من با outlook نوشته‌ها را چک کنید، بنابراین در صفحه اصلی نوشتم که یک وقت فکر نکنید جواب ندادم. و از آن گذشته از حرف‌های حاشیه‌ای دل‌خوشی نداشته و آنها را دوست ندارم، من حرف‌هایم را رو و جلوی چشم همه می‌زنم، حرفی نمی‌زنم که نتوانم از آن  دفاع کنم یا واهمه‌ای از شنید شدن آن داشته باشم. این مدل نظر نوشتن و جواب دادن در جای که نوشتن در آن آزاد است و محدودیتی برای کسی قایل نیستند، یک مدل درگوشی صحبت کردن است که خوب بهتر از من می‌دانید در جمع پسندیده نیست.

در آخر در مورد کار خصوصی هم متوجه منظور شما نشدم، اگر منظورتان کاری است که سودش شخصی است، اصلاً سودی ندارد که بخواهد شخصی باشد یا نه، اگر هم منظورتان کاری است که فقط توسط من انجام شود، چنین نظری ندارم، اگر شما یا هر دوست دیگری مایل باشید، چنانکه افرادی هستند که کمک می‌کنند، می‌توانید در این مورد سهیم شوید، ما چیزی را به نام خودمان قبضه نکردیم که بخواهد خصوصی باشد یا عمومی، اصلاً خوشحال می‌شویم به نام ما نباشد این جور کارهای بی مزد و منت، چون هستند افرادی مثل ما و شما که فکر می‌کنند کار بی‌مزد زبانم لال خرحمالی است و مایه آبروریزی، بفهمند برخی دوستان و همکارانم که به این سبک کار می‌‌کنم، مقداری از اعتبار کارم از بین می‌رود. از سوی دیگر من جلوی خواسته فارغ‌التحصیلان را برای کمک سد نمی‌کنم، همانطور که هیچ‌وقت نگفتم سفر جهادی بیایید یا نه، خلاصه معنی خصوصی را نفهمیدم.

سلامتی همه آرزوی بقیه!


کلمات کلیدی: خوشحالم
 
جلسه شورا 17/6/88
ساعت ٦:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱۸  

سلام

جلسه شورا روز سه شنبه ١٧/۶/٨٨ برگزارشد.

حاضرین:ظفری(٣)-قباحی(١٠)-صدیقی(١٠)-علیخانی(١٢)-عباس زاده(١٢)-تاجریان(١٣) داجمر(١۴)

غایبین:حاجی کریمی(۵)-عابدینی(۵)

شروع جلسه:١۶:٢٠                   

مصوبات:١-تمدید مهلت فراخوان

با توجه به درخواست دوستان،قرار بر این شد که مهلت ارائه ی فراخوان تا روز سه شنبه ٢۴/۶/٨٨ تمدید شود.

٢-افطاری: شورا روز دوشنبه ی ٢٣/۶/٨٨ مراسم افطاری برگزار خواهد کرد.در این مراسم گزارش کوچکی از فعالیت هایی که شورا تا امروز انجام داده است ارائه میشود.

مسئولیت برگزاری مراسم را آقای عباس زاده(٠٩٣۵۵٣٧۴٢٧٩) به عهده گرفت. دوستانی که مایل هستند به تدارک یا هزینه ی بخشی از افطار کمک کنند با ایشان تماس بگیرند.مسئولین اطلاع رسانی جهت تماس و تهیه ی آمار شرکت کنندگان:

صدیقی(دوره ١٠)-تاجریان(دوره ١٣)-داجمر(دوره ١۴)-علیخانی(بقیه ی دوره ها)

٣-دعوت از دوره های ١٣و١۴برای همکاری: آقایان تاجریان و داجمر مسئول شدند تا برای سپردن مسئولیت های مختلف در حوزه ی جهادی(سایت جهادی،امور مالی،کارهای فرهنگی،معاونت های جهادی و...) با هم دوره ای های خود صحبت کنند و برای این فعالیت ها استعدادیابی کنند.

۴-پیگیری و گزارش کمیته ها: در جلسه ی قبل کمیته هایی جهت  پیگیری و ساماندهی بحث های موجود (ثبت جهادی،اصلاح اساسنامه،اتاق فکر،مستندسازی و...) تشکیل شد و قرار شد در جلسه ی امروز گزارشی از برنامه ی خود ارائه دهند که متاسفانه به دلیل غیبت آقایان حاجی کریمی و عابدینی موفق به پیگیری کمیته های مستندسازی و ثبت نشدیم.

آقای علیخانی(کمیته ی اصلاح اساسنامه) موظف شد تا نظرات و پیشنهادات دوستان را جمع آوری کند.بعد از پایان جلسه ی شورا، آقای علیخانی به همراه آقای کریم زادگان جلسه ای را برای پیگیری و بررسی اساسنامه تشکیل دادند.

۵-پیشنهاد تشکیل کمیته ی مالی:قرار بر این شد که بعد از انتخاب مسئول مسافرت و مسئول مالی آن تیم، این کمیته تشکیل شود.

 دستور کار جلسه ی بعد:بررسی فراخوان های رسیده

پایان جلسه:١٧:۵۵

جلسه ی بعدی روز ۵ شنبه ٢۶/۶/٨٨ ساعت ١۴

منشی شورا


کلمات کلیدی: شورای 89 ،کلمات کلیدی: گزارش شورا ،کلمات کلیدی: فراخوان
 
در مورد مسجد و حوزه
ساعت ٤:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٦  

سلام،

من نمی‌دونم محل تهیه بودجه‌ش کجاست. فقط به من گفتن اینها رو طراحی کنم. می‌دونم برای حوزه با قم هماهنگن، همین.


 
در مورد شورا
ساعت ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٥  

سلام،

(چون فردا کارم خیلی زیاده، مطلب فردا رو الآن می‌نویسم، پس فرض می‌کنم آرام شدم!!!)

نمی‌دونم، واقعاً متوجه نمی‌شم. پس این همه سر و صدا برای چی بود. ایست خبردار دوستان به اعضای شورای قبل برای چه بود، دور هم گفتیم و خندیدیم و به بعضی از دوستانمون بد و بیراه گفتیم و تمام شد.

فکر نمی‌کنم این روش مناسبی باشه. و البته تمام اینها به دلیل مسامحه همه ماست و نه فقط محسن خان عزیز.

از جمله "... بهش ندادیم!" هم اصلاً خوشم نیومد. ما باید خیلی خوشحال بشویم و منت امثال محسن خان را بکشیم تا مسئول اتاق فکر شود. البته اگر دوستان دوست دارند و فکر می‌کنند بدون تجربه امثال محسن می‌توانیم برای جهادی اتاق فکر درست کنیم، اشتباه بزرگی می‌کنند و هزینه‌های آن بعداً برایمان بسیار سنگین خواهد بود. نهایتاً خوشحالم که در دو مورد شورا را به نحوه تفکر خودم نزدیک می‌بینم. یکی افرادی که برای نامزدی حول و اطرافشان بحث شده و دوم اینکه بالاخره تصمیم گرفتیم برای سرعت گرفتن کار در فراخوان حداقل‌هایی را تعیین کنیم. آدمهای خوبی پیشنهاد شدند، من امیدوارم مسئول سفر آینده یکی از همین افراد باشه. چهرهای جدید لیست یعنی افکار و ابتکارات جدید. و البته اگر بتونید مسیحا را مسئول کنید که شخصاً خیلی خوشحال می‌شم ببینم بعد از این همه نقد و توصیف و تشریح و پیشنهاد مسافرت ایشان چجوری خواهد بود. برای من یکجور سورپرایز خواهد بود مسئول شدن مسیحا!

شورا هم قشنگه ها!!!

سلامتی همه آرزوی بقیه!


کلمات کلیدی: شورای 89 ،کلمات کلیدی: مواضع شخصی ،کلمات کلیدی: خوشحالم
 
در مورد کارهای ریگان
ساعت ۱۱:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٥  

سلام، کریم نوشته بود که تو جریان و حال و احوال اینجا نیست و ...

نه داداشی کاملاً بحث جدیه. کار معماری مسجد، کتابخانه و سالن سخنرانی در یک مجموعه تمام شده. فرستادمش برای محاسبات مکانیکی، یکی از دوستان خودمون هم کار مکانیکش رو انجام می‌ده. قضیه حوزه علمیه هم جدیه! اگر حرفم حمل بر شوخی شده ایراد از نگارنده است،( شما به گیرنده‌هاتون دست نزنید) که البته بعضی از دوستان همیشه ایشون رو به شوخی گرفتن. البته نه شما دوست عزیزم. هنوز مشخصات زمین رو ندادن. و هنوز هم برای کارهای مسجد کمک لازم دارم، اگر کسی دوست داره خبر کنه. بازم می‌گن درآمدی نداره، فقط چند نفر می‌شناسنتون! دوستان می‌گن این شناخته شدن‌ها خوبه، البته ما که هنوز ازش خوبی ندیدیم.(09121168302)

سلامتی همه آرزوی بقیه!


 
حیا رو خورده، یه بشکه 220 لیتری آبم روش!
ساعت ۱۱:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٥  

سلام،

داداش کی رو مسخره کردی؟ واقعاً متأسفم.

این وضعیت گزارش نوشتن از شورا است؟ غلط املایی فدای سرت، حداقل یادت نگه می‌داشتی کی مسئول چه کاری شده، البته خیلی وقته که یادداشت‌برداری اختراع شده!

از اون جالبتر اینکه بازم حرف جناب ظفریه! چی شد جناب ظفری وقتی شما لازمشون دارید دیگه مدرسه‌ای نیستن؟ یا عقابی اخلاق بدش عوض شده، یا کریم‌زادگان دیگه آدمی نیست که حتی شورا هم نیامد؟ خجالت هم خوب چیزیه!

الحمد لله و المنه اتاق فکر رو هم تعطیل کردید، چون آقا محسن سیگاری نیست اتاق فکرو ندادید دستش، یعنی جز سیگاری‌ها کسی حق نداره بیادتو اتاق فکر؟!!! واقعاً خوب و جالبه!!!

از هادی ملک حرفی نزدید.

اگر یادتون رفته تو جلسه پایانی مسافرت قبل چه کردید فیلم‌ها رو بدم خدمتتون یادآوری بشه!؟!

آقا محسن نتیجه مصالحه و مسامحه شما است این حرکت‌ها. آقایون با خیال راحت فحششون رو بدن، بد و بیراه و ناسزاشون رو بگن، سر آخرم این طوری عمل کنن!

باز هم از همه تشکر می‌کنم. و یک تشکر مخصوص از اینکه اسم من وسط نیومد!

سلامتی همه آرزوی بقیه.


کلمات کلیدی: شورای 89 ،کلمات کلیدی: متأسفم
 
جلسه ی 5شنبه
ساعت ٤:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٥  

جلسه ی ۵شنبه ٨٨/٢/١٢ با حضور ٧ نفر از اعضا برگزار شد .

غایبین : حضرات عباس زاده و تاجریریان

تاخیر : به جز خودمو و داجمر و صدیقی (البته کریمی اطلاع داده بود !)

نشست از آن رو بود که برای داوطلبان چیدمان پرسشی تدوین کنیم که با آن کار سنجش اندیشمندانه تر و استادانه تر پیش رود ... ریز آن به آگاهی خواهد رسید ( در نشست پرسشی) . در این میان جز کریمی ، دیگران با طرح تدوین پرسش های کلی و هدفمند موافق بودند .

در پایان بر بروی این که از چه گزینه هایی برای پذیرش مسئولیت دعوت کنیم ، اندیشه ای شد که نام آقایان :

ظفری ، مسیح تهرانی ، کریم زادگان ، عقابی ، عطار زاده ، محمد ابطحی و میثم محمدی

به میان آمد .

کار انجمن بر ۴ کار گروه استوار شد :

- کار گروه ثبت (م.ح.کریمی)

-کار گروه باز نگری اساسنامه (خودم)

-کار گروه اتاق فکر ( نا معلوم ، البته ح.کریمی خواستار این بخش بود که بهش ندادیم!)

-کار گروه مستند سازی ( نا معلوم)

دو گروه که سرپرست دارند ، بر این شدند تا در نشست آینده گزارشی کوچک از کار خود ارائه دهند .

.

.

.

نشست آینده : ٨٨/۶/١٧ - ٣ شنبه - ۴ بعد از ظهر

                                                                    با درود ...


 
آنچه گذشت ...
ساعت ۱:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٢  

سلام

(این مطلب در جواب به مطلب آقای داجمر بود که خیلی طولانی شد و به عنوان یک مطلب اون رو گذاشتم)

خیلی متعجب شدم از دیدن مطلب این دوست گرامی (آقای داجمر). برای همین مروری بر مطالب پایین داشتم تا ببینم چقدر دخالت و قیم مآبی رو از دوستان دوره های بالاتر (به خصوص پس از شروع به کار شورای جدید) می بینم. به جز چند مطلب از آقا مصطفی گازری که به قول حاج محسن دوست فلفلی مزاج ماست و خوندن مطالب خیلی خیلی تندش برای ما ها عادی شده و یک مطلب هم از آقای عقابی که به روش شورا اعتراض داشته و غیرمنطقی هم نبود، مطلب دیگری ندیدم. از طرفی دیگر نیز ربط دادن قضیه پاک شدن مطلب آقای داجمر به عدم تحمل در شنیدن نظرات مخالف و ربط دادن به دوستان سال بالایی، یک مقداری تند و به دور از انصاف بود.

دوست عزیز یکی از مشخصات کسی که وارد این کارها در حد و حدود فارغ التحصیلان می شود، داشتن سعه صدر است. اگر امروز مصطفی گازری (که یکی از اعضای شورای پارسال در زمان انتخاب مسئول مسافرت بود) این چنین تند مطلب می نویسه دلیل اش (البته به نطر بنده) به امسال ختم نمی شه. به سالهای گذشته بر میگرده و البته به خصوص و باز هم به خصوص(!) سال گذشته.

در مسیر راه اندازی مسافرت جهادی همیشه اختلاف نظرهایی بوده که البته خیلی هم طبیعی است چون جمعی هفت و هشت نفره قرار است برای یک جمع هشتاد، نود نفره مسافرت راه بیاندازند که این مسافرت به پای کل جمع فارغ التحصیلان مفید نیز نوشته میشه و این موضع باعث میشه تا دیگران که حتی در اردوی جهادی هم حاضر نیستن خودشون رو مسئول بدونن، و راضی کردن همه، تقریبا نشدنی است.

اما در سال گذشته متاسفانه به خاطر کم لطفی عده ای از دوستان، این بیان اختلافات خیلی از حد خودش خارج شد و اختلاف نظرات و سلایق به مسائل دیگری ربط داده شد که هنوز با گذشت یک سال و اندی زخم بعضی از آنها برای امثال بنده و فکر می کنم آقای گازری التیام نیافته. اما فرق من و ایشان این است که ایشان حرفش را در هر شرایطی می زند اما من ترجیح می دهم سکوت کنم. این همون دلیل عدم حضور بنده (برای اولین بار از ابتدای راه اندازی جلسات مجمع) در مجمع جهادی امسال بود. این نوع برخورد هم به خلق و خوی هرکسی بر میگرده و نه چیز دیگه.

رفقا، اصل اولیه برگزاری هر گونه حرکت فارغ التحصیلی، افزایش سطح دوستی ها و رفاقت ها بین اقشار مختلف (از دوره های متاخر گرفته تا دوره های متقدم) فارغ التحصیلان مفید2 باید باشد (!!!!). اما اگر می بینیم نتیجه دیگری گرفتیم باید دوباره به عقب برگردیم و مروری بر کردار خودمان داشته باشیم. این که امروز این دوست جوان ما احساس میکنه طعنه ها و کنایه ها (که باز من رو عیناً یاد طعنه ها و کنایه های سال گذشته میندازه این مهم بودن ها یعنی تشکیل یا عدم تشکیل جلسات و صورتجلسات که باز دقیقا مثل پارساله) مزاحم حرکت رو به جلوی اوست ناشی از همین مسئله است که من حداقل در کامنت ها و صحبت هایی که با دوستان داشتم چند باری به آن اشاره کردم.

و اون بحث، ادبه. نگه داشتن حرمت کوچکتر بر بزرگتر و بلعکس چیزی است که بر همه ما واجبه، اما چشم بر آن پوشیدیم و هرآنچه دلمون خواسته گفتیم، بدون اینکه توجه کنیم طرف مقابل ما در چه موقعیت و شرایطی است. و این می شود نتیجه آن حرکت.

چون این اتقاق یک روزه نیافتاده، یک روزه هم جمع نمیشود اما اگه سبک صحبت و انتقاد و پیشنهادات خودمون رو عوض کنیم، در زمانی که عصبانی هستیم مطلبی ننویسیم (وقتی به ما توصیه میشه در زمان عصبانیت تصمیم نگیریم!) بذاریم یه مقدار بگذره نظرمون رو پخته تر ارائه کنیم. البته حتی گلایه ها و شکایت ها رو بیان کنیم اما با رعایت ادب نسبت به همه به خصوص کسانی که نطراتشون با ما مخالفه. بامید خدا در آینده شاهد جمع منسجم تری خواهیم بود.

از همه دوستان معذرت خواهی میکنم که این جوری مطلب نوشتم. اما واقعا احساس کردم چیزی که الان توی ذهن من شکل گرفته مناسبه با شما هم در میون بذارم. در ضمن در کل مطلب اصلا روی صحبت من فرد خاصی از دوستان نبود و نگاهی دوباره داشتم به روند اتفاقات سال گذشته تا الان.

ان شائ الله در این ایام که بحث انتخاب مسئول مسافرت جدید داغ هستش کمک کنیم تا یکی از بهترین افراد برای قبول این مسئولیت انتخاب بشه.

یا علی


کلمات کلیدی: مواضع شخصی ،کلمات کلیدی: تهدید ها و آسیب ها ،کلمات کلیدی: درد دل ،کلمات کلیدی: طیف های سنی
 
رفع سوتفاهمات
ساعت ٥:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱۱  

خوشبختانه دوستی که از دستش در رفته بود و
مطلب داجمر عزیز را حذف کرده بود،
با من تماس گرفت.

آن قدر سوابق ایشان روشن هست و
مطالبی که بیان کردند آنقدر گویا هست که
معلوم باشد که این مساله کاملا غیرعمدی بوده است.

*

برخی دوستان در لود شدن صفحه، مشکل دارند.
می‌گویند پس از برخی مطالب، وبلاگ دیگر بالا نمی‌آید.

از نگاه این عزیز،
یکی از آن مطالب، مطلب داجمر عزیز بوده.
یعنی وبلاگ تا سر آن مطلب بالا می‌آمده و تمام می شده و مطالب قبلی،‌
روی مرورگرشان بارگزاری نمی شده است.

آن مطلب، عنوان نیز نداشت و تیترش «بدون عنوان!» بود.
متنش نیز توسط این عزیز و برخی دیگر از دوستان که با ایشان در ارتباط هستم،
دیده نمی‌شده.

تصور این دوست بر این قرار گرفته که یک مطلب خالی و بدون متن و بدون عنوان،
اشتباها منتشر شده و یک باگ روی وبلاگ تولید کرده.

ایشان آن را حذف کرده،
و اتفاقا دیده که مشکل وبلاگ حل شده و صفحه، کامل بالا می‌آید!

*

تصور می‌کنم با این توضیحات،
سوءتفاهمات منبعث از حذف مطلب حل شده باشد.

***

الآن، همین بچه‌ها،
با مطلب آقای ظفری با عنوان «در مورد فراخوان اخیر» مشکل دارند و
عینا همان مساله را با آن یادداشت دارند و یادداشت های زیر آن را نمی‌بینند!

فکر می‌کنم مشکل از آی اس پی باشد.
یعنی روی cache server آن آی اس پی، این وبلاگ درست کش نشده.

که چاره اش این است که مکررا دکمه کنترل + اف ۵ را فشار دهید، بلکه افاقه کرد.
راه دیگر این است که بروید از روی گوگل کش و ...
کلک مرغابی که روی پرشین بلاگ کار کرده، این است که
بروید روی لینک آخرین یادداشت کلیک کنید و برگردید به صفحه اصلی وبلاگ.
برخی اوقات این کلک جواب داده است. 

اگر از گوگل ریدر هم استفاده بکنید، که بی هیچ مشکلی وبلاگ را خواهید داشت.

احتمالا اگر از پروکسی ها یا فیلترشکن ها بیایید هم این مشکل را نخواهید داشت.

این ها همه مواردی است برای دور زدن کش سرور آی اس پی تان یا
تکان دادنش که برود دوباره کش بکند.

*

خلاصه، تقصیر کسی نیست!

 


کلمات کلیدی: درباره وبلاگ
 
درباره مطالب گذشته و ...
ساعت ۱۱:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٠  

 

سلام،

من معذرت می‌خوام از اون حرف‌ها، اما خوب بد هم نبود. به این مدل حرف زدن و نوشتن واقعاً کار سختی نیست، هر خراب کردنی آسان و لذت بخش است اما من این مدل را دوست ندارم، حالت تدافعی است. از مدل فلفلی مزاج است به قول محسن خان!

اما اگر کسی ناراحت شده من دوباره معذرت می‌خواهم! خوشحالم که قباحی به من دل گرمی داد که حداقل او از کسانی نبوده که در جریان نیمرو از آن دوستمان حمایت کرده و من از داشتن این دید بسیار خوشحالم و فکر می‌کنم همین دید یعنی بچه نیستیم، یعنی می‌توانیم دو دو تا چهارتا کنیم. پس کاری کردیم که نشان دادیم و ثابت کردیم که بزرگ شدیم و لایق احترام، بزرگی و مشورت هستیم. خوشحالم که قباحی در شورا است. حالا اگر تصمیم اشتباه هم بگیرد، البته از نظر من اشتباه، من نمی‌گویم بچگی کرده یا خرابکاری، حداکثر می‌توانم بگویم بی‌تجربگی کرده. این اخلاق را در عباس‌زاده هم سراغ دارم. پس حالا من مطمئنم که حداقل و اقلکم 3 نفر از شورا آدمهای قابل اعتمادی هستند. در همین حد خوشحالم.

خوب تا اینجا خوب بود و دوستانه، یکم هم داد و بیداد کنیم فضا عوض شه!

آقا چی شد پس، بابا حداقل یک جمله تو این وبلاگ وب‌نوشت کنید ما دلمون خوش باشه آماده‌اید برای اساسنامه کاری بکنید. حداقل به پیشنهاد ما فحش بدین. به خدا نمی‌شد از این کوتاه‌تر بنویسمش.

نهایتاً من خیلی خوشحالم که شورا دست کوچکترها است. خوب است که کمی از لِفت و لیس ما به شما هم برسد، شما هم مقداری از بیکاری ما را برای انجام کارهای شورا تجربه کنید. و یک مقداری هم از انتفاع شورا برای ما به شما هم برسد. ما که بخیل نیستیم.

در ضمن برای اطلاع دوستان علاقه‌مند، من در حال طراحی و محاسبه یک مسجد با زیربنای حدود 2200 متر هستم. دوستان برق و مکانیک، عمران و معماری که دوست‌دارند کمک کنند خبرم کنند. (1168302-0912) البته هیچ عایدی ندارد. دروغ چرا یک کارتن خرما به من دادند. اما پروژه خوبی است برای کار و تمرین. در ضمن منتظرم مشخصات زمین دیگری را به من بدهند تا حوزه علمیه برای بیشتر از 200 نفر طراحی کنم. تمام این پروژه‌ها در همان ریگان انجام خواهد شد. اگر دوست‌دارید بدانید، برای همین است که هنوز من را می‌شناسند. چون هنوز برایشان کار مجانی انجام می‌دهم و عملاً هرکس این کار را بکند شناخته شده خواهد بود. البته من از انجام این کارهای مجانی ناراحت نیستم و به خود می‌بالم. میدان باز است، بتازید دوستان، ما در خدمتیم!

 


کلمات کلیدی: شورای 89 ،کلمات کلیدی: اساسنامه